{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم

شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم
تا که یک شب دیدمت ، دل باختم رسوا شدم

با نگاهی ساده قلبم را گرفتی خوب من
فکر می کردم که من عاشق نمی شم اما شدم

مثل یک پروانه در شمع نگاهت سال ها
سوختم اما عزیزم با تو من معنا شدم

گفته بودی در کنارت تا ابد هستم ولی
باز رفتی ، باز ماندم ، باز من تنها شدم
دیدگاه ها (۹)

.ﻭﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﺎ،" ﺩﻝ"ﺭﺍ ﺑﻪ " ﺩﻧﯿـــﺎ" ﺑﺎﺧﺘﯿﻢﺧﺎﻧـــﻪ ﻣﺎ...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

به خاطر داشته باشعشقو باید باورکرداحساسو باید لمس کردامـــــ...

تـو فقـطبـاش ...حتـی اگر بـا او، بـرایِ مندیـدنت کـافیستدیـو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 145♡⁠。⁠)⁩سرمو خ...

Part ⁷

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چقدر گذشته بود اما هنوزم خیره به منظر...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

نشان سوخته.

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

شب التیام.

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط