{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ده سال گذشت ده سال پیش در همچین روزی خدا به اکسوال ها دوا

ده سال گذشت ده سال پیش در همچین روزی خدا به اکسوال ها دوازده فرشته رو به ما هدیه فرشته های که به ما نشون دادن اهمیتی نداره از کجا به چه زبونی صحبت کنی دینت چیه رنگ پوستت چیه فقط این مهمه که ما دوستون داریم هر جوری که هستین معنی زندگی دادن رو به ما فهموندند 🖤🖤🤍🤍🤍
سختی های زیادی کشیدیم خیلی چیزی رو از دست دادیم گریه های همشون رو دیدم ناحقی که در برابرشون اتفاق افتاد سوکت کردن شرکتی که فقط به خاطر پول از اون ها حمایت میکنه آدمی پستی باعث جدایی و شکسته شدن پیمان برادری شون شد 😭😭😭
همه این هارو تحمل کردیم جلو رفتیم موفق شدیم پشتشون ایستادیم پشتمون ایستادن با هم جلو رو رفتیم نذاشتیم فکر کنن تنها هستن نذاشتن فکر کنیم تنها هستیم 😭😭😭
خیلی‌هامون دیر متوجه شدیم وجود دارن دیر باهاشون آشنا شدیم دیر فهمیدیم چه اتفاق های براشون افتاده و پیششون نبودیم ولی اشکال نداره مهم این الان باهاشونیم تنها نمیزاریمشون و تا آخر همراهشون هستیم 🤍🤍🤍🖤🖤🖤🖤🤍🤍🤍🤍🖤🖤🖤🖤
دیدگاه ها (۲)

محو زیبایی او پارت ۲۶ ویو رزا وارد اتاقم شدم .......خیلی قشن...

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

پارت ۱۶

پارت ۲۷ 🖤به انبار قدیمی رسیدیم. هوا تاریک بود و صدای باد از ...

P20انیا از شدت خسته گی قش کرد رو تخت و همین طور دامیان فردا ...

علائم افسردگی بعد زایمان و راهکار مقابله خیلی از مامانا بعد ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

پیام هانیییی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط