{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خُشکانده‌ام اسم تو را، عمری‌ست لای دفترم

خُشکانده‌ام اسم تو را، عمری‌ست لای دفترم
اما همیشه تازه‌ای در سرسرای باورم
اسم تو را بو می‌کشم از لای دفتر، باز هم -
مانند هر شب با غمِ رویای تو هم‌بسترم
دیگر بدان کانون غم‌های جهانت نیستم
شمسی‌ترین منظومه می‌چرخد فقط دور سرم
تا کی تمام طول شب باید ستاره بشمرم
تا خواب را مهمان کنم در سرخیِ چشم تَرَم؟
با اتفاق تازه‌ای افتاده‌ای در من، مگر
زیبا و زیباتر شود تصویر شعر دیگرم
در عشق باید از خودت تا بی‌نهایت بگذری
از خود گذشتم خوب من، از تو چگونه بگذرم؟
دیدگاه ها (۳۲)

"دلبران،دل می برند.اما،تو جانم می بری"ناز را افزوده ، با ناز...

تو به قولِ غزل از ماه کمی ماه تریتو از این شاعر بی قافیه آگا...

من به چشمان پر از عشق تو ایمان دارم با تو صد خاطره در وادی ع...

تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من استبا دل من تو بگو حق خودم ر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

خشکانده ام اسم تو را، عمریست لای دفترماما همیشه تازه ای، در ...

خشکانده ام اسم تو را، عمریست لای دفترماما همیشه تازه ای، در ...

خُشکانده ام اسم تو را ، عمریست لای دفترماما همیشه تازه ای ، ...

خشکانده‌ام اسم تو را عمری‌ست لای دفترماما همیشه تازه‌ای، در ...

🌾 خُشکانده‌ام اسم تو را، عمری‌ست لای دفترماما همیشه تازه‌ای ...

#باران ❣خُشکانده ام اسم تو را عُمری ست لایِ دفترماما همیشه ت...

ای کاش این غزل، غزل آخرم شود یا رفتنت برای ابد باورم شود دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط