به اسمان خیره میشوم

به اسمان خیره میشوم
ستاره میخندد
باد در گوش #شب نجوا می کند
ماه می فهمد من میبینم
نبضم تند میشود تو #بغض میکنی
اسمان میگرید من دلم میگیرد
من تو اسمان هر سه یکدیگر را میفهمیم
چه تفاهم پاکی...
امشب وقتی خیالت به تنهاییم نیشخند زد
دیدم حتی سایه ام مرا در زیر باران #تنها رها می کند
من ماند ام و #غم تو و یک اسمان #باران
دیدگاه ها (۸)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

From Hatred to My Love

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت پایانیکوک چند ثانی...

### پارت ۸: پیمانِ شکستهبوی تندِ نم، آهنِ زنگ‌زده و دریا، او...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۴

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط