درد جدایی از دوست ،

درد جدایی از دوست ،
از دردِ جدایی از رحم مادر بیشتر است ...؛
بچه نمی ‌فهمد چرا از جای گرم و نرمش پرت شده بیرون ،
اما ما میفهمیم که تنها شده‌ایم ...


#بعد_از_پایان
#فریبا_وفی
دیدگاه ها (۱)

میگه مقصدی نیست.....«ما چه باشیم، چه نباشیم، جهان در گذراست....

رمان تاجی از سوءتفاهم

سناریو منتظر ماندن از راه دوریونا که هی هروز حوصله‌اش سر می ...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

#حکایت_قدیمی 🌿 حکایت ملانصرالدین و ارزن روی طنابروزی روزگاری...

همه میگن دوست فامیل آشنا پارنترولی من میگم خودم یهو با خودم ...

رمان

سناریو نیما نیواد و مهمد وقتی

سناریو بلولاک/قفل آبی

تکپارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط