🔅 #پندانه

🔅 #پندانه

✍ هرچه بیشتر ببخشی ثروتمندتر می‌شوی

🔹بچه كه بودم گاهی با مادرم به عطاری می‌رفتم.

🔸بر دیوار عطاری دو تابلو نصب بود كه خيلی برايم جذاب و بامعنی بود و تاثیر زیادی در زندگی‌ام داشت.

🔹در طول زمان خرید مادرم بارها آن‌ها را نگاه می‌کردم و‌ می‌خواندم.

🔸يكی نقاشی جالبی بود از دو مرد كه یکی مردی مفلوک و‌ فقیر بود و ‌زیر آن نوشته شده بود: «عاقبت نسيه‌فروش» و كنار او‌ مردی چاق با گاوصندوقی پر از پول که زیر آن نوشته شده بود: «عاقبت نقدفروش».

🔹دومی تابلويی بود كه روی آن با خط خوش اين شعر نوشته شده بود:

▫️دانی كه چرا خدا تو را داده دو دست؟
▪️من معتقدم كه اندر آن سری هست

▫️يک دست به كار خويشتن پردازی
▪️با دست دگر ز دیگران گيری دست

🆔 @Masaf
دیدگاه ها (۰)

رمان انتقام ازدواج کامل

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت سیزدهم: انتخاب اشتباهجونگ‌کوک نامه ...

نمیبخشمت p.23

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

فاصله یک لبخند تا جنون

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

فاصله یک لبخند تا جنون

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط