پسر بغضش میترکه میزنه زیره گریه...

پسر بغضش میترکه میزنه زیره گریه...
دختره میگه چرا گریه میکنی زندگیم(!?)
-پسر با هق هق میگه:کاش کور بودم دیروز با اون پسره نمیدیدمت...
دختر:پسرخالم بود(!)
پسر:پس چرا دستشو گرفته بودی(!?)
دختر:چون مثل داداشمه(!)
پسر:پس چرا رفتی خونشون(!?)
دختر:خب رفتم خونه ی خالم دیگه عشقم اینطوری نکن توروخدا...
-پسره میگه:تا حالا نمیدونستم داداشم پسر خاله ی تو میشه ...(!)
دیدگاه ها (۳)

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

یک سگ زیادی ولگرد

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

p5

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟑 ویو م.کلب‌هاش رو بهم فشار داد، نفس عمیقی...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط