{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جایی

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جایی
چشم بد دور@غزلخوان شده باشی جایی@
بله یک روز تو هم حال مرا می‌فهمی@
چون‌که در آینه حیران شده باشی جایی@
بی‌ گناهی‌ ست@ که تهمت زده باشند به او@
باد@ وقتی‌ که پریشان شده باشی جایی@

@ماهِ من@طایفه‌ی روزه‌ بگیران چه‌ کنند@
شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی@
صورت پنجره در پرده نباشد از شرم@
@کاش@وقتی‌ که تو عریان شده باشی جایی@

من نشستم بروی مِی بخری برگردی@
ترسم این است مسلمان شده باشی جایی@
دیدگاه ها (۱)

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

نشان سوخته.

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۴ | «یک شب که همه‌چیز...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

اعتیاد من بهت.

نشان سوخته.

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

🖤 پارت پنجم | آخرین ردپالانا هنوز به جونگکوک خیره شده بود.— ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط