Part¹⁴

Part¹⁴

"ویو ا.ت"
به سمت آشپز خونه رفتم کوک اونجا بود منتظر داشت نگاهم میکرد.
کوک: بشین دیگه
ا.ت: اوه باشه
نشستم و آجوما ظرف غذا رو جلوم گذاشت خیلی اشتها نداشتم برای همین فقط با غذا بازی میکردم
کوک: چرا نمیخوری؟ (همون‌طور که سرش پایینه اینو میگه)
ا.ت: خب...
کوک: دلت چی میخواد؟
ا.ت: امم...بستنی
کوک: یکم صبر کن شام که تموم شد می‌برمت بیرون میگیری
ا.ت تعجب کرد و بعد با ذوق گفت
ا.ت: جدییییی میگییییی؟
کوک از ذوق کیوت دخترک لبخندی به لبش اومد ولی مخفیش کرد
کوک: البته برو آماده شو
فورا از جام بلند شدم و به سمت اتاق رفتم و یه شلوار بگ ذغالی رنگ و با یه کراپ گشاد چری رنگ پوشیدم موهامو بالا بستم و جلو موهامو حالت دادم و با عجله از اتاق رفتم به سمت بیرون کوک بیرون بود استایل ساده مشکی زده بود که خیلی جذابش کرده بود.
ا.ت: من آمادم
"ویو کوک"
ا.ت اومد پایین خیلی بامزه شده بود با عجله از پله ها اومد و گفت من آمادم
کوک: باشه بریم
هردو به سمت ماشین حرکت کردیم از اولی که سوار شدیم تکیه داده بود و با ذوق به مسیر نگاه میکرد و منم...داشتم از حسم مطمئن میشم.
بعد از پنج مین به بستنی فروشی رسیدیم
کوک: چه طعمی دوست داری؟
ا.ت: امم وانیلی
کوک: باشه
به سمت مغازه رفتمو یه بستنی گرفتم و به سمت ماشین برگشتم.
کوک: بفرما اینم بستنیت خانم کوچولو
ا.ت: مرسیییییی
شروع به حرکت کردیم و ا.ت داشت بستنیشو میخورد بعد از دو مین تقریبا بستنیش تموم شده بود گفتم
کوک: دوست داری جایی بری؟
ا.ت: میشه بریم لب ساحل؟؟
کوک: البته پرنسس
به سمت ساحل راه افتادم بعد از ¹⁵ مین رسیدیم و از ماشین پیاده شدیم و...


بوس بهتوننن با اینکه شرط ها نرسید ولی خب درک میکنم آخه خیلی وقته پارت نگذاشته بودم ولی الان دیگه به صورت مرتب آپلود میشه پارتاااا حمایت کنید لطفاااا🌊✨
دیدگاه ها (۱)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ جین اومد وگفت جین: ماه من ...

تکپارتی جونگ کوک

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

پارت ۴ (سرنوشت)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط