پارت ۱۷ فصل ۲ شوهر خون‌آشام من*آخرین ماه گمشده*

پارت ۱۷ فصل ۲ شوهر خون‌آشام من*آخرین ماه گمشده*
تهیونگ:خب که چی
لونا:خب من باید برم دانشگاه
تهیونگ :کی ساعت ۴ صبح میره دانشگاه؟
لونا :اهم هیچ کس ولی من باید بیدار شم کارامو انجام بدم که ساعت
۸برم*استرس*
تهیونگ:باش ولی قبلش به کوک بگو
لونا:چشم*سریع میره پیش کوک ومیون جئونگ*
لونا:کوک
کوک:بله* میون جئونگو بلند میکنه*
لونا: من باید برم کار دارم
کوک:اومم میخوای بری دانشگاه نه؟* درحال عوض کردن لباسای میون جئونگ*
لونا : آره *خجالت زده *
کوک:اوهوم برو مشکلی نیست ساعت چند تعطیل میشین؟*میون‌جئونگو میزاره روتخت*
لونا:ساعت ۶
کوک:باشه خودم میام دنبالت*لونا رو بغل میکنه*
لونا : اوکی *بغل متقابل*
میون‌جئونگ: خداحافظ مامان
لونا:خداحافظ عسلم *خنده،از بازی میره بیرون*
کوک:خب خانوم کوچولو حالاکه مامانت نیست چیکار کنیم؟
میون‌جئونگ :نمیدونم
کوک:بریم بیرون بگردیم؟
میون‌جئونگ:نه
کوک:خب پس چیکار کنیم ؟
پایان پارت ۱۷😜
دیدگاه ها (۱۵)

پنهان عشق

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

My Boy❄

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

گل خونی پارت 54@ باشعتهیونگ و جونگکوک رفتن تهیونگ بیرون وایس...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت پنج

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

اجبار به بدبختی پارت ۴۵

THE DARK SHADOWS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط