فقط یک گام دیگر مانده تا پای بلند دار

فقط یک گام دیگر مانده تا پای بلند دار
کمی آهسته‌تر شاید...نه٬ محکم‌تر قدم بگذار

به شدت خسته‌ام ازخود٬ به سختی خسته‌ام ازتو
بیا ای جان بی‌ارزش٬ بیا دست از سرم بردار

خدا می‌داند ای مردم دلم چون ساقه گندم
نمی‌رقصد بجز با گل٬ نمی‌میرد مگر با خار

نه با جن نسبتی دارم٬ نه از اقوام انسانم
مرا از من بگیر و دست موجودی دگر بسپار

خودت بنشین قضاوت کن٬ اگر تو جای من بودی
چه می‌گفتی به این مردم٬ چه می‌کردی به این دیوار؟

خدایا گرچه کفر است این٬ ولی یک شب از این شب‌ها
فقط یک لحظه- یک لحظه- خودت را جای من بگذار
دیدگاه ها (۲)

شبيه شيشه مي مانم ... تو هم مانند بارانيرسيدي توي اغوشم ... ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :خب، اگر هیچ اعتقادی به...

رها🦋 زن ها عجیب اندگاهی تمام وجودشان از شدت درد به زانو افتا...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 18صدایش برای لحظه‌ای لرزید، اما اد...

<<دوستت دارم جانم♥️انقدر که اگر قلبم توان تفکر داشتاز تپیدن ...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

<<دوستت دارم جانانم♥️انقدر که اگر قلبم توان تفکر داشتاز تپید...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگکوک:اما پدر جئون...

سناریو #BTS وقتی باهامون قهرننامی: عشقم ببین درسته عصبی هستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط