پاییز آمد

پاییز آمد
برگهایش ریخت
آرام آرام
همراه خیالهای من
پاییز رفت
زمستان آمد
آسمان گرفت
باران گرفت
نم نمش روی موهایم
گلویم
همچون آسمانش بغض
و چشمانم همچون آسمانش بارید
زمستان هم دارد به آخر میرسد ...
میشود
خیالهای ریخته ام
شکوفه دهد و دیگر خیال نباشد ؟
آسمان دلم صاف شود ،
همراه با خانه تکانی مادر ؟
بهار می آید
بهار ! چه خیالی را
در سرت
برایم بافته ای
تا زمستان آینده اش
بپوشانمش بر دل و افکارم ؟
#شَـھـیـده
دیدگاه ها (۲)

دی ماهیا خوش‌ آهنگ‌ترین ضربانِ زمینن. حضورشون یخِ زمستون رو ...

عزیز جانم، گوش کن!! باید گوش ها را شنواتر کرد و چشم ها را بی...

درخت، هر روز پرواز پـــــرنده را در آسمان میدید، دویدن آهـــ...

ممنون میشم دلنوشته ام رو بخونید و در آخر نظر بدیدباز هم خستگ...

می دانی؟!انگار کلبه ی امنت وصل است به پاییز، به باران، به چو...

نه آن که دید، نه آن که گفت part²

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۹

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط