"امشب"

"امشب"
"مے نویسم براے تو"

براے تو ڪه بودنت را
نه چشمانم میبیند،

نه گوش هایم مےشنود،
نه دستانم لمس می ڪند.

تنها،صادقانه با دلم
احساست می ڪنم
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
بودنت را ، نفس ڪشیدنت را
نگاه چشم خمارت را
من امشب فقط ازتو مینویسم...
دیدگاه ها (۴۵)

سلام صبح جمعتون عالی بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

پارت دوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد🌝نورهای سالن مثل م...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟑توی دنیای تاریکِ ذهن ات، یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط