{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p8

p8
مافیا ی آمریکایی من
ویو ا.ت:
و دید قرق فیلمیم و داریم گریه میکنیم که اوم. و ترسوندمون کهکهمه خندیدیم حالم بهتر شده بود
تهیونگ:ناهار خوردید؟
ما ها:نه
تهیونگ:که اینطور منم نخوردم پس با هم میخوریم
اینو گفت و اومد حمله کرد به دلم و قلقلکم داد و آروم لب زد
تهیونگ: بهتری؟دیگه دلت درد نمیکنه؟
جین:مگه با وجود ما میتونه دل درد داشته باشه؟
ا.ت :این دوستا تو جمع کن یه زره حیا ندارن اون منو میزاره تو دستشویی اون یکی برام پ.د میاره تو چرا همه چی رو اینا گفتی؟
تهیونگ:بده اینقدر مهربونن؟ اینا رو هم خودشون فهمیدن چون زن دارن حتی بچه مثل شوگا
ا.ت:بله شوگا میدونه (با حرس)
شوگا :(خنده لثه ای)
تهیونگ:بسه دی گه غذا نخورده یکم به هم ریخته بریم ناهار بخوریم
دوستای تهیونگ رفتن
ا.ت:عزیزم کار پیدا کردی؟
تهیونگ:آره یه بیمارستان مافیایی آخه هر بیمارستان معمولی ای که میرفتم میگفتن کارت خشنه تو ردی منم مجبور شدم برم اونجا
دیدگاه ها (۳)

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

فاصله یک لبخند تا جنون

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part تهیونگ شوکه شد......

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

فیک تهیونگ

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط