وقتی سر مامانمون عربده میکشیم (بابامونن)

وقتی سر مامانمون عربده میکشیم (بابامونن)

نامجون:*اون صداشو بلند تر میکنه* به چه حقی سر مادرت داد میزنی؟ اون این همه مراقب توعه و دوست داره تو جواب محبتاشو اینجوری میدی؟ پاشو برو تو اتاقت و کل امشب تو اتاقت میمونه و حق نداری بیرون بیای

جین:*صداشو بلند میکنه* خیلی بی ادب شدی...باید یکسری از ازادی هایی که بهت دادم رو ازت بگیرم تا رفتارت رو درست کنی...حالام زود از مامانت عذر خواهی کن

شوگا:*عصبی و با شدای بلند* همین الان دهنت رو میبندی ا/ت...این چه طرز حرف زدن با مادرته؟ همین الان عذر خواهی کن

جی‌هوپ:*عصبی و ناامید* کارت خیلی زشته...گوشیت رو میاری میدی به من تا ۲ هفته خبری از گوشی و بیرون رفتن نیست...الانم میری تو اتاقت درم قفل میکنم تا حساب کار دستت بیاد

جیمین:*عصبی میاد سمتت و رو به روت می ایسته* خیلی وقته تنبیهت نکردم پررو شدی خانم پارک....حتما باید تنبیه بشی تا مثل ادم رفتار کنی؟*داد میزنه* زود عذر خواهی میکنی و بعد میری تو اتاقت و گوشیت هم به من تحویل میدی

تهیونگ:*این اواخر این اولین بارت نیست که سر مامانت داد میزدی و چند بار این کار رو تکرار کردی...تهیونگ هم دیده و هر سری اهمیت نداده و به خودش گفته این نوجوانه و به خاطر سنش عادیه ولی الان واقعا نمیتونه ساکت بشینه با عصبانیت شدید میاد سمتت و یه سیلی محکم بهت میزنه* خجالت نمیکشی؟ هر روز داری با مامانت دعوا میکنی...این اولین بارت نیست تا الان چندبار سر مامان داد زدی و من هیچی نگفتم ولی دیگه بسه...این سیلی هم‌بابت این بود که یاد بگیری چجور رفتار بکنی...اگه باز تکرار بشه اون وقت اتفاقای بدتری میوفته

جونگکوک:ا/ت...همین الان دهنتو میبندی وگرنه مجبورم میکنی کاری بکنم که نمیخوام...اون مادرته و تو حق نداری سرش داد بزنی...فهمیدی؟*با داد* همین الانم عذر خواهی میکنی و از جلو چشمام دور میشی

#سناریو #سناریو_درخواستی #بی_تی_اس
@teacooker
دیدگاه ها (۴)

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❻-«همون روز وقتی پیش...

سناریو از ایتا:اینجا با هم ازدواج کردین یه عصر بارونی بود و ...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

فیک تهیونگ

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p21 یه مرد با موهای...

عشقی حقیقی

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط