یک روزی من از خونه انداخته بودن بیرون حرفم شده بودم دست ک
یک روزی من از خونه انداخته بودن بیرون حرفم شده بودم دست کسی تکه نانی بود منم کرسنه تقاظا کردم نداد چندتای مرد هست گرمم کرده بودن بااتش فرمون به کلاه نیست مرد بود ن به وجود ه باید دلی داشته باشی کوهم ازت حساب ببره
- ۱۵۴
- ۰۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط