در حضور خارها هم

در حضور خارها هم
میشود
یک یاس بود . . .

در هیاهوی مترسکها
پر از احساس بود . . .

می شود حتی
برای دیدن پروانه ها . . .

شیشه های مات یک
متروکه را الماس بود . . .

دست در دست پرنده ،
بال در بال نسیم . . .

ساقه های هرز این
اندیشه ها را
داس بود . . .

کاش می شد
حرفی از
" ای کاش " ها
هرگز نبود . ..
دیدگاه ها (۵)

⛔️🔴علائمی که نشان دهنده آن است که فرد دچار مشکلات متافیزیکی ...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۴اسلاید ۲ رو ببین و تصور کنساعت ۱...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

پارت ۵ و نهایی: سمفونیِ رنگ‌هایِ ابدیسکوتِ پشت‌بام، با صدایِ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

The Boy Who Stole Me From DeathPart 3 رزا چند لحظه فقط به نا...

کامیل خودشو پشت یوشیرو جمع کرد حضور اون دوتا خیلی سنگین بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط