دختر خاص p2
...ا/ت...
اونجا یه ساختمون بود که باید سوار آسانسور میشدم و میرفتم به یه طبقه ی زیرزمینی وقتی به زیرزمین رسیدم یکم جلوتر رفتم که اونجا جایی بود که اعضای بی تی اس رو آماده میکردن...داخل شدم و دیدم ۴ تا دختر دارن باهم حرف میزنن و نگاهشون به من افتاد
ا/ت:...
ایشا:ببینم تو تازه واردی؟
ا/ت:اوه...بله
ایشا:احیانا تو لی ا/ت نیستی؟
ا/ت:آره خودمم
ایشا:خوبه پس تو میکاپ آرتیست جدید هستی خوشبختم
ا/ت:منم همینطور
ایشا:بچه ها بیاین خودتونو معرفی کنین
(دخترا خودشونو معرفی میکنن)
ا/ت:از دیدنتون خوشحالم
ایشا:منم ایشا هستم
ا/ت:... (لبخند)
ایشا:عام تو میدونی که قراره کیو میکاپ کنی؟
ا/ت:نه بهم نگفتن
نوا:وقتی که رئیسمون بیاد میفهمی
ایشا:خیلی خب بیا اول وسایلتو بزار تو اتاق میکاپ آرتیستا و وسایلتو بزار اونجا
ا/ت:باشه
(ا/ت میره و وسایلشو میزاره و برمیگرده پیش دخترا)
آریا:خب ا/ت چند سالته؟
ا/ت:۲۲
ایشا:واقعا؟تو خیلی جوونی
ا/ت:مگه تو چند سالته؟
ایشا:۲۷ سالمه
آریا:من از شماها جوون ترم و ۲۱ سالمه
نوا:خیلی خب نمیخواد بکنی تو چشممون
(رئیس میاد)
رئیس:ببینم خانم لی اومد؟
ایشا:بله خانم ایشون اینجا هستن
رئیس:خوبه...ا/ت مشکلی نداری؟چون اونا قراره شب بیان
ا/ت:نه خانم همه چی خوبه
رئیس:بیاین این عکسا رو بگیرین چون قراره اونا رو اینجوری میکاپ کنین خوب تمرین کنین تا همه چی بی نقص باشه
دخترا:چشم
ا/ت:ببخشید من قراره کیو میکاپ کنم؟
رئیس:اوه داشت یادم میرفت تو قراره جونگ کوک رو میکاپ کنی
ا/ت:باشه ممنون
(رئیس میره)
آریا:باورم نمیشه...تو قراره جونگ کوک رو میکاپ کنی؟
ا/ت:مگه بده؟
هانا:اخه میدونی اون خیلی جونگ کوک رو دوست داره به خاطر همین بهت حسودی میکنه
نوا:تازشم میکاپ کردن جونگ کوک خیلی سخته میکاپ آرتیست قبلیش انقدر بی حواس بود که اخراجش کردن
ا/ت:مگه چه اتفاقی افتاده بود؟
آریا:باورم نمیشه اون پسر خیلی جذابه هیچکس نمیتونه روی میکاپش تمرکز کنه و فقط به جونگ کوک نگاه میکنه... (درحال پرواز کردن تو رویا)
ایشا:مطمئنی میتونی انجامش بدی؟ (لحن شوخی)
ا/ت:چی دارین میگین من انقدر روی میکاپ کردن تمرکز میکنم که اصلا به صورتش فکرم نمیکنم
هانا:حالا میبینیم (پوزخند)
ا/ت:راستی شماها کیا رو میکاپ میکنین؟
ایشا:من نامجون
آریا:جیهوپ
نوا:شوگا
هانا:تهیونگ
ا/ت:پس بقیه اعضا چی؟
ایشا:میکاپ آرتیستای اونا دیرتر از ما میان
ا/ت:که اینطور...اوه باید تمرین کنیمااااا
آریا:آره زودباشین نمیخواین که اخراج شیممم
(دخترا تا شب تمرین میکنن)
...ا/ت...
تا شب تمرین کردیم که کم کم صدای جیغ و هیجان آرمیا به گوش میرسید
آریا:اونا اومدن
نوا:پس یعنی بی تی اس هم اومده
ایشا:زودباشین هرچی که دارین رو جمع کنین الان میان باید شروع کنیم
(دخترا همه چی رو جمع میکنن)
#فیک
اونجا یه ساختمون بود که باید سوار آسانسور میشدم و میرفتم به یه طبقه ی زیرزمینی وقتی به زیرزمین رسیدم یکم جلوتر رفتم که اونجا جایی بود که اعضای بی تی اس رو آماده میکردن...داخل شدم و دیدم ۴ تا دختر دارن باهم حرف میزنن و نگاهشون به من افتاد
ا/ت:...
ایشا:ببینم تو تازه واردی؟
ا/ت:اوه...بله
ایشا:احیانا تو لی ا/ت نیستی؟
ا/ت:آره خودمم
ایشا:خوبه پس تو میکاپ آرتیست جدید هستی خوشبختم
ا/ت:منم همینطور
ایشا:بچه ها بیاین خودتونو معرفی کنین
(دخترا خودشونو معرفی میکنن)
ا/ت:از دیدنتون خوشحالم
ایشا:منم ایشا هستم
ا/ت:... (لبخند)
ایشا:عام تو میدونی که قراره کیو میکاپ کنی؟
ا/ت:نه بهم نگفتن
نوا:وقتی که رئیسمون بیاد میفهمی
ایشا:خیلی خب بیا اول وسایلتو بزار تو اتاق میکاپ آرتیستا و وسایلتو بزار اونجا
ا/ت:باشه
(ا/ت میره و وسایلشو میزاره و برمیگرده پیش دخترا)
آریا:خب ا/ت چند سالته؟
ا/ت:۲۲
ایشا:واقعا؟تو خیلی جوونی
ا/ت:مگه تو چند سالته؟
ایشا:۲۷ سالمه
آریا:من از شماها جوون ترم و ۲۱ سالمه
نوا:خیلی خب نمیخواد بکنی تو چشممون
(رئیس میاد)
رئیس:ببینم خانم لی اومد؟
ایشا:بله خانم ایشون اینجا هستن
رئیس:خوبه...ا/ت مشکلی نداری؟چون اونا قراره شب بیان
ا/ت:نه خانم همه چی خوبه
رئیس:بیاین این عکسا رو بگیرین چون قراره اونا رو اینجوری میکاپ کنین خوب تمرین کنین تا همه چی بی نقص باشه
دخترا:چشم
ا/ت:ببخشید من قراره کیو میکاپ کنم؟
رئیس:اوه داشت یادم میرفت تو قراره جونگ کوک رو میکاپ کنی
ا/ت:باشه ممنون
(رئیس میره)
آریا:باورم نمیشه...تو قراره جونگ کوک رو میکاپ کنی؟
ا/ت:مگه بده؟
هانا:اخه میدونی اون خیلی جونگ کوک رو دوست داره به خاطر همین بهت حسودی میکنه
نوا:تازشم میکاپ کردن جونگ کوک خیلی سخته میکاپ آرتیست قبلیش انقدر بی حواس بود که اخراجش کردن
ا/ت:مگه چه اتفاقی افتاده بود؟
آریا:باورم نمیشه اون پسر خیلی جذابه هیچکس نمیتونه روی میکاپش تمرکز کنه و فقط به جونگ کوک نگاه میکنه... (درحال پرواز کردن تو رویا)
ایشا:مطمئنی میتونی انجامش بدی؟ (لحن شوخی)
ا/ت:چی دارین میگین من انقدر روی میکاپ کردن تمرکز میکنم که اصلا به صورتش فکرم نمیکنم
هانا:حالا میبینیم (پوزخند)
ا/ت:راستی شماها کیا رو میکاپ میکنین؟
ایشا:من نامجون
آریا:جیهوپ
نوا:شوگا
هانا:تهیونگ
ا/ت:پس بقیه اعضا چی؟
ایشا:میکاپ آرتیستای اونا دیرتر از ما میان
ا/ت:که اینطور...اوه باید تمرین کنیمااااا
آریا:آره زودباشین نمیخواین که اخراج شیممم
(دخترا تا شب تمرین میکنن)
...ا/ت...
تا شب تمرین کردیم که کم کم صدای جیغ و هیجان آرمیا به گوش میرسید
آریا:اونا اومدن
نوا:پس یعنی بی تی اس هم اومده
ایشا:زودباشین هرچی که دارین رو جمع کنین الان میان باید شروع کنیم
(دخترا همه چی رو جمع میکنن)
#فیک
- ۶۲.۶k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط