داستان سونادویی
چشم هایی شبیه زمرد
پارت دهم
از زبان سونیک
با نوری که به چشمام خورد بلند شدم
توی یه دشت بزرگ بودیم
دنبال شدو و سیلور گشتم
یکم اون طرف تر افتاده بودن روی زمین
جاااان بلیز اینجا چی کار میکنه
وااااای حتما دنبال ما اومده🤦♀️
رفتم سمت شدو و آروم تکونش دادم
من: شدو شدو بیدار شو!
خیلی آروم چشماش رو باز کرد و بلند شد
شدو: ما کجاییم
من: نمی دونم
شدو بلند شد و رفت سمت سیلور و یه لگد محکم زد تو کمرش
سیلور مثل قورباغه رفت هوا 💚
سیلور: چی کار میکنید؟
من و شدو: ما کدوم قبرستونیم؟
شیلور: وادیو السلام 😄😁
شدو: خفه... می خنده تا نکشتمت وادیو السلام خاکت کنم بگو کجایم!😡
سیلور: باشه عصبانی نشو؟ خب نمی دونم کجایم
شدو: سیلور پارت میکنم ! او چیز رنگی رنگیه چی بود؟ چطوری غیب شدی
سیلور: خوب یه فدرت جدیده اسم اون رنگی رنگه پرتاله
(یه تئوری میگه سیلور تمام قدرت هارو از بچه گی نداره و در مرور ژمان و در سنین مختلف به دستشون میاره)
شدو: خوب سونیک اون قاتلان کی بودن؟
من: ام... گروه پژواک مرگ بزرگ ترین قاتل های سرزمین وستوریا به رهبری اینفیت
شدو: اینفیت برای کسی کار میکنه؟
من: برای مفلیس
شدو: من با دستای خودم اون مفلیس رو میکشم کی یا من میاد
سیلور: منننننن
من: منم هستم
نباید بزارم شدو بفهمه خودم عضو پژواک بودم
؟ منم هستم
به بشت سرمون نگاه کردیم
بلیز بود
از زبان بلیز
بیدار بودم و به حرفاشون گوش میکردم کشتن مفلیس واقعا عااللللییییی دیگه خسته شدم هی به دستور این و اون گوش بدم
سیلور: تو...تو می خاستی من بکشی اینجا چی کار میکنی؟
شدو: دنبال من از پرتال رد شد
من: می خوای مفلیس رو بکشی منم هستم
شدو: ها باشه حتما به یکی مثل تو که عضو پژواک عمرا اعتماد کنم
من: نکنید ! درسته من برای اینفیت کار میکنم
ولی خسته شدم خسته شدم بهم بگن این مارو بکن اون کارو بکن
بزارید منم با هاتون بییام
سونیک: چطوره بهش اعتماد کنیم
سیلور: به هیچ وجه
شدو: سونیک راست میگه با این که خودم بهش اعتماد ندارم ولی به حرف سونیک گوش میدم
من: خوب اول از همه باید ببینم اینجا کجاست ! بلند شید پسرا یه راه دراز رو به رو مونه
سونیک: ام راستی ما بو پرتال اومدیم این جا! خوب یا همون برگردیم
سیلور: نمیشه برای استفاده کردن از قدرت هات در سرزمین یه نفر دیگه باید ار حاکم اونجا اجازه بگیری بعد اونم از مفلیس اجازه بگیره
مفلیس شاید بگه استفاده کن شایدم بگه نکن
شدو: کاغذ بازی زیاد داره!
ادامه دارد
پارت دهم
از زبان سونیک
با نوری که به چشمام خورد بلند شدم
توی یه دشت بزرگ بودیم
دنبال شدو و سیلور گشتم
یکم اون طرف تر افتاده بودن روی زمین
جاااان بلیز اینجا چی کار میکنه
وااااای حتما دنبال ما اومده🤦♀️
رفتم سمت شدو و آروم تکونش دادم
من: شدو شدو بیدار شو!
خیلی آروم چشماش رو باز کرد و بلند شد
شدو: ما کجاییم
من: نمی دونم
شدو بلند شد و رفت سمت سیلور و یه لگد محکم زد تو کمرش
سیلور مثل قورباغه رفت هوا 💚
سیلور: چی کار میکنید؟
من و شدو: ما کدوم قبرستونیم؟
شیلور: وادیو السلام 😄😁
شدو: خفه... می خنده تا نکشتمت وادیو السلام خاکت کنم بگو کجایم!😡
سیلور: باشه عصبانی نشو؟ خب نمی دونم کجایم
شدو: سیلور پارت میکنم ! او چیز رنگی رنگیه چی بود؟ چطوری غیب شدی
سیلور: خوب یه فدرت جدیده اسم اون رنگی رنگه پرتاله
(یه تئوری میگه سیلور تمام قدرت هارو از بچه گی نداره و در مرور ژمان و در سنین مختلف به دستشون میاره)
شدو: خوب سونیک اون قاتلان کی بودن؟
من: ام... گروه پژواک مرگ بزرگ ترین قاتل های سرزمین وستوریا به رهبری اینفیت
شدو: اینفیت برای کسی کار میکنه؟
من: برای مفلیس
شدو: من با دستای خودم اون مفلیس رو میکشم کی یا من میاد
سیلور: منننننن
من: منم هستم
نباید بزارم شدو بفهمه خودم عضو پژواک بودم
؟ منم هستم
به بشت سرمون نگاه کردیم
بلیز بود
از زبان بلیز
بیدار بودم و به حرفاشون گوش میکردم کشتن مفلیس واقعا عااللللییییی دیگه خسته شدم هی به دستور این و اون گوش بدم
سیلور: تو...تو می خاستی من بکشی اینجا چی کار میکنی؟
شدو: دنبال من از پرتال رد شد
من: می خوای مفلیس رو بکشی منم هستم
شدو: ها باشه حتما به یکی مثل تو که عضو پژواک عمرا اعتماد کنم
من: نکنید ! درسته من برای اینفیت کار میکنم
ولی خسته شدم خسته شدم بهم بگن این مارو بکن اون کارو بکن
بزارید منم با هاتون بییام
سونیک: چطوره بهش اعتماد کنیم
سیلور: به هیچ وجه
شدو: سونیک راست میگه با این که خودم بهش اعتماد ندارم ولی به حرف سونیک گوش میدم
من: خوب اول از همه باید ببینم اینجا کجاست ! بلند شید پسرا یه راه دراز رو به رو مونه
سونیک: ام راستی ما بو پرتال اومدیم این جا! خوب یا همون برگردیم
سیلور: نمیشه برای استفاده کردن از قدرت هات در سرزمین یه نفر دیگه باید ار حاکم اونجا اجازه بگیری بعد اونم از مفلیس اجازه بگیره
مفلیس شاید بگه استفاده کن شایدم بگه نکن
شدو: کاغذ بازی زیاد داره!
ادامه دارد
- ۵.۴k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط