سناریو ایدل رویایی پارت۲
نویسنده: ا/ت شروع به اماده شدن کرد عطر گرون قیمتشو زد و راه افتاد
به مقصد استادیو رسید
ولی کو خودش؟
ا/ت: باع مگه میشه به من گفتن بیام اینجا ولی
اینجا که بیابونه
نکنه راه رو اشتباه اومد
؟؟؟: نه نه کاملا درست اومدی
نویسنده: یهو دید ا/ت کاملا تار شد و غش کرد
؟؟؟: کجا بزارمش تو صندوق عقب ماشین خوبه
؟؟: نه احمق دلت میخواد بکشمت
؟؟: اون خیلی باارزشه
؟؟؟: هرچی شما بگید
(برای کسایی که گیج شدن سه تا علامت سوال یک شخص و دوتای دیگه یه شخص دیگه هست)
از دید ا/ت: بعد از یه مدتی به هوش امدم ولی جلوی دیدمو گرفته بودن
خیلی میترسم
نکنه
.........
نکنه منو بکوشن
میخواستم حرف زنم که متوجه شدم دهنمو رو با پارچه بسته بودن
هرچقدر تکون تکون میخوردم
ولی هیچ فایده ای نداشت
داشتم کم کم قطع امید میکردم که یه صدایی اومد
ادامه دارد
پارت بعد ۹ تا لایک🌷
به مقصد استادیو رسید
ولی کو خودش؟
ا/ت: باع مگه میشه به من گفتن بیام اینجا ولی
اینجا که بیابونه
نکنه راه رو اشتباه اومد
؟؟؟: نه نه کاملا درست اومدی
نویسنده: یهو دید ا/ت کاملا تار شد و غش کرد
؟؟؟: کجا بزارمش تو صندوق عقب ماشین خوبه
؟؟: نه احمق دلت میخواد بکشمت
؟؟: اون خیلی باارزشه
؟؟؟: هرچی شما بگید
(برای کسایی که گیج شدن سه تا علامت سوال یک شخص و دوتای دیگه یه شخص دیگه هست)
از دید ا/ت: بعد از یه مدتی به هوش امدم ولی جلوی دیدمو گرفته بودن
خیلی میترسم
نکنه
.........
نکنه منو بکوشن
میخواستم حرف زنم که متوجه شدم دهنمو رو با پارچه بسته بودن
هرچقدر تکون تکون میخوردم
ولی هیچ فایده ای نداشت
داشتم کم کم قطع امید میکردم که یه صدایی اومد
ادامه دارد
پارت بعد ۹ تا لایک🌷
- ۶.۳k
- ۲۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط