کاش میدانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافته است ...

کاش میدانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافته است ...
آنوقت به او میگفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که نمیتوانم بغض هایم را فرو دهم .
دیدگاه ها (۵)

کاش سوره ای به نام"پدر"بودکه این گونه آغاز میشد:قسم بر پینه ...

پرنسس ناخواسته

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part31نفس عمیقی کشیدمو رو تخت نشستم دلم خیلی ...

آقایان مسئول در کمیسیون فرهنگی مجلس!ای کاش یکبار هم به وظیفه...

عاشقانه های شبنم

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

noday

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

تو زمانی که جنگ تو تهران بود و شهر شبیه شهر مرده شده بود و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط