تپش قلب پارت ۵۸

کوک:عشقم میخوای گریه کنی من:نه نمیخوام ارزششو نداره کوک:میتونی پاشی من:آره کوک:خیله خوب از رو زمین بلندم کرد من:بخاطر من که اجرات خراب نشد کوک:نه اتفاقا تموم شده بود که دنبالت میگشتم چطوری تونست بیاد الان تو کمپانی من:خودمم نمیدونم اومدم بالا پشت بوم گرمم بود همون موقع صدا اومد برگشتم دیدم سومالیا با قفل فرمون پشت سرمه میخواست بزنه که گرفتم دستشو کوک:یعنی اگه نمیرسیدم تو الان مثل اون شده بودی من:آره کوک:بریم فکر کنم الان باید به همه بگیم رابطه داریم چون دیدن من:اوهوم ولی اگه قبول نکنن چی کوک:هوم اگه قبول نکردن فرار میکنیم من:کجا کوک:هرجایی که دسته هیچ بنی بشری بهمون نرسه خودمون باشیم تنها خندیدم من:اما اگه دردسر شه فکر کنم دیگه نه من نه تو کوک:این حرفارو نزن من بدون تو یه لحظم نمی تونم من:هومم منم نمی تونم خوب کوک:ولی اگه مجبورمون بکنن چا.... نزاشت حرفمو بزنم کوک:همچین اتفاقی نمیوفته فهمیدی من:باشه نمیگم خیله خوب بریم‌ دیگه کوک:بریم دستمو گرفت من:خیلی جذاب شدیا امشب بعد بوس فرستاد کوک:من برا تو جذاب نشم مال کی بشم من:هیچکس وایساد برگشت طرفم دستمو ول کرد کوک:من آخر از دست این حسودی کردنا تو جون میدم رفتم جلو تر دستمو رو سینش گذاشتم گردنشو گرفتم آوردمش پایین کتشم گرفتم کشیدم جلو من:به قول خودت تو مال منی هیچکسم نمی تونه بهت نزدیک بشه این حسودی کردنا کوک:پس چیه من:عشقه کوک:هه من چیکار کنم با تو الان هوم خسته بودم دیدمت حالم خوب شد لباشو بوسیدم یه کوچولو دستمو از رو یقش آوردم پایین دور گردنش حلقه کردم اونم دستاشو دور کمرم حلقه کرد جدا شدم همون موقع اونم لباشو چسبوند به لبام و لبامو بوسید تند تند ولی یکم آروم دوتا دستامو کشیدم رو صورتش گذاشتم دوباره کشیدم بردم جلو پایین شونش گذاشتم که جدا شدیم کوک:دوست دارم من:منم دوست دارم بعد گونمو بوسید و دیگه رفتیم پایین منیجر و بقیه پرید جلومون منیجر:جونگ کوک یورا کجا بودین بیرون چه خبره کوک:چه خبره یه نگاه به تهیونگ کردم قش کرده بود من:عه تهیونگ رفتم جلوش من:چشه جیمین جیمین که کلا انگار رو هوا بود😐 منیجر:اوفففف اون دختره که از بالا به پایین پرت شد و مرد تهیونگ دید مرده قش کرد من:چرا انقدر رنگش پریده😶 کوک:برو کنار حلش میکنم یدونه زد تو گوشش بهوش اومد(چه راه چاره ای😐😂😂🤣🤣) من:اوووخخخ فففف تهیونگ:چیه چه خبره من:تهیونگ تو قش کردی کی انقدر نازک نارنجی بودی تو😐 تهیونگ:تو که ندیدی وگرنه مثل من میشدی آههههه کودوم گاوی زد تو صورتم 😤 من:گاو نیست کسی بود که تو رو بهوش آورد😐 تهیونگ:اینجوری جین:اون گاوی که میگی جلو روت وایساده یه نگاه به جونگ کوک کرد کوک:گاو خودتی بیشعور😐 تهیونگ:گاوی دیگه اگه گاو نبودی اینجوری نمیزدی
دیدگاه ها (۴)

اجبار به بدبختی پارت ۴۹

بادرگارده شخصی من پارت ۱۱

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

کپشنننننن گلیاا🎀😈عروسک من😈🔞پارت پنجاه و دو +اره خوب مگه میشه...

اوسی/شیطان کش/کایرو تاکعوچیاوسی شیطان کش کشیدم سره موهاش گاد...

معاملهp27پارت اسماتتهیونگ کوک رو براید استایل بلند کرد توی د...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

#پارت_4من (با لبخند کمرنگ): «دیگه دیر نمی‌کنی؟»کوک خندید و م...

{مافیایی برای من }پارت:۱۱+هی بیب بیا بریم بیرون_انیا چی؟+اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط