کپشنننننن گلیاا🎀😈
کپشنننننن گلیاا🎀😈
عروسک من😈🔞
پارت پنجاه و دو
+اره خوب مگه میشه ملکه روسیه رو نشنداخت
نِلی دستشو روی شونه بوریس گذاشت و با لبخند
-بوریس برو بهت خوش بگذره
بوریس تک خنده ای کرد و دستمو گرفت و بوسه ای زد
-عروسک نیکولای خوش بگذره
دستمو عقب کشیدم که تک خنده ای فاصله گرفت
نِلی شونه ای بالا انداخت دستمو کشید وارد بوتیک شدیم پر
از لباس های رنگی رنگی بود
"کمی بعد"
نِلی با اخمای در هم برگشت سمت اون چندتا مرد برگشت و
انگشت اشاره اشو اشاره کرد
-یه جعبه بیوفته میگم تا حد کتکتون بزننن
با لبخند لب برچیدم
+چقدر بیرحمی
خندید و سوار ماشین شدیم
-بله دیگه داداشمو نشنداختی تو یشب صد نفر رو کشت
هینی کشیدم و دستمو جلو دهنم گرفتم که تک خنده ای کرد
-میدونم یهویی گفتم خوب من زیادی رک هستم
چشمام گرد شده بود که نیشگونی از بازوم گرفت که جیغ کوچیکی زدم
#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی
قراره فرشته کوچولومون یکم وحشت کنه🎀😂
خوب شرط اینجوریه کامنت هر پست رو به ۱۰۰ برسونیدد
عزتتت زیادد🎀😈
عروسک من😈🔞
پارت پنجاه و دو
+اره خوب مگه میشه ملکه روسیه رو نشنداخت
نِلی دستشو روی شونه بوریس گذاشت و با لبخند
-بوریس برو بهت خوش بگذره
بوریس تک خنده ای کرد و دستمو گرفت و بوسه ای زد
-عروسک نیکولای خوش بگذره
دستمو عقب کشیدم که تک خنده ای فاصله گرفت
نِلی شونه ای بالا انداخت دستمو کشید وارد بوتیک شدیم پر
از لباس های رنگی رنگی بود
"کمی بعد"
نِلی با اخمای در هم برگشت سمت اون چندتا مرد برگشت و
انگشت اشاره اشو اشاره کرد
-یه جعبه بیوفته میگم تا حد کتکتون بزننن
با لبخند لب برچیدم
+چقدر بیرحمی
خندید و سوار ماشین شدیم
-بله دیگه داداشمو نشنداختی تو یشب صد نفر رو کشت
هینی کشیدم و دستمو جلو دهنم گرفتم که تک خنده ای کرد
-میدونم یهویی گفتم خوب من زیادی رک هستم
چشمام گرد شده بود که نیشگونی از بازوم گرفت که جیغ کوچیکی زدم
#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی
قراره فرشته کوچولومون یکم وحشت کنه🎀😂
خوب شرط اینجوریه کامنت هر پست رو به ۱۰۰ برسونیدد
عزتتت زیادد🎀😈
- ۷۶۹
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط