اجبار به بدبختی پارت ۴۹

داشتیم باهم قدم می‌زدیم دلین تو بغلم بود

کوک... بریم یه بستنی بخوریم

دیار... بریم



رو صندلی نشسته بودیم و باهم بستنی می‌خوردیم

دیار... جونگ کوک رو لبات کثیف شده

کوک... چی

دیار... بستنی

کوک... آهان خب برام تمیزش کن

دیار... من که دستمال ندارم

سرشو آورد جلو گفت

کوک... با لبات پاکش کن

تو چشماش نگاه کردمو گفتم

دیار... نمی تونم اگه کسی ببینه چی

کوک... به کسی رفتی نداره خب تمیزش کن

یکم به دورو برمون نگاه کردم کسی نبود سرمو بردم جلو لباشو با لبام تمیز کردم

کوک... اخیش چه حالی داد

با خنده گفتم دیار... خفه

کوک... باشه خب الان بریم خونه

دیار... بریم


وقتی برگشتیم خونه رفتم بالا دلین و گزاشتم تو گهواره خودم رفتم لباسمو با یه لباس خواب عوض کردمو رفتم پایین جونگ کوک داشت سیگار می‌کشید

دیار... نکش این کثافتو

کوک... دلم میخواد ولی نمیتونم ترکش کنم

نشستم رو پاش

دیار... برای امشب خیلی ممنونم

کوک... خواهش میکنم نفسم

کوک... خب نمیخای برام جبران کنی

دیار... مثلا

دستشو زد به لبم

کوک... مثلا یکم از این

خندیدم و گفتم

دیار... چشم

دستامو دوره گردنش علقه کردمو لباشو بوسیدم

با هم دیگه یه بوسه ای خیلی عمیق و شروع کردیم صدای بوسه ای خیس مون تو سالن پخش میشد به زور لبامو از لباش جدا کردم

دیار... بریم تو اتاق

کوک... بریم

با هم دیگه رفتیم تو اتاق روم خیمه زد

کوک... خیلی خوشمزی

دیار... تو بیشتر

خندیدو دوباره به لبام حمله کرد

دیار و جونگ کوک اون شب فقط همو بوسیدن نوازش کردن حرف های عاشقانه زدن یه شب رویایی باهم دیگه ساختن یه شب بیاد موندنی
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۲

پارت ۲۷

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

وقتی تولدت بودو..

چندپارتی جونگ کوک

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

مهمونی خطرناک پارت=8ادامه ویو جونگ کوک:نگاه ریزی بهم انداخت ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط