{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد....

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد....
نباید مست را در حال ِ مستــــــی
دست ِ قاضـــــــــی داد.....
نباید بی تفاوت.
چتر ماتـــــــــــــــــم را به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد......
کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند......
نباید در حصار میـــــــــــــله هابا دانه ی گنــــــدم
به او تعلیم مانـــــــــــدن داد......
دیدگاه ها (۸)

سخت است زندگی....این روزها...خوابیدن وجدان هارویه خوابیدن اص...

آدمای ساده و ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷﻖ میشن . . .ﺧﯿﻠﯽ...

میخواهی بروی؟خب برو.....انتظار مرا وحشتی نیست..شبهای بی قرار...

چقدر بده ازش خبر نداشته باشی...بهش smsبدی جواب نده....ساعت ه...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سایه ای در راهرو های نقره ای

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

اخرین بازمانده

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۸: انفرادیجونگ‌کوک نفس عمیقی کشید، هرچند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط