نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد....

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد....
نباید مست را در حال ِ مستــــــی
دست ِ قاضـــــــــی داد.....
نباید بی تفاوت.
چتر ماتـــــــــــــــــم را به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد......
کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند......
نباید در حصار میـــــــــــــله هابا دانه ی گنــــــدم
به او تعلیم مانـــــــــــدن داد......
دیدگاه ها (۸)

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگل ... پارت ۱۷ ،(زبان راوی )در ق...

### پارت سوم: حصار شیشه و آتشنگاه آرم لحظه‌ای روی صورت آرتمی...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...

نباید شیشه را با سنگ بازی داد! نباید مست را در حال ِ مستی… ...

نباید شیشه را با سنگ بازی داد! نباید مست را در حال ِ مستی......

تعلیم ِ مانـــــــــــدن نباید شیشه را با سنـــــــ...

نباید شیشه را با سنگ بازی دادنباید مست را،در حال مستی دست قا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط