{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تعلیم ِ مانـــــــــــدن نباید شیشه را با سنــــ

تعلیم ِ مانـــــــــــدن نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد ! نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد ! نباید بی تفاوت ! چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد ! کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند ! نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد!!
دیدگاه ها (۲)

دلت ک گرفت دیگر منت زمین رانکشراه آسمان باز است پربکش !!

میدونی چرا دیگه نه بهت زنگ میزنم نه اس ام اس میدم؟؟ واسه خاط...

برخیز ای چشم خسته دوخته بر دیوار بیمار ...

آن نخل نا خلف که تبر شد ز ما نبود... ما را زمانه چ...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

باران در سئول همیشه بوی خاصی داشت؛ ترکیبی از خاک خیس و خنکای...

یه تک پارتی از ربندو نوشتممم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط