{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچوقت یادم نمیرود درست بهمن ماهی بود که لبه آن حوض کوچک

هیچوقت یادم نمیرود درست بهمن ماهی بود که لبه آن حوض کوچک توی پارک منتظر نشسته بود ، خواستم غافلگیرش کنم از پشت سر، چشمهایش را گرفتم و نگاهم را به صورتش دوختم.
دست که روی دستم گذاشت خندید و گفت:
_ دیوونه ای دیگه
لبخندی زدم و کنارش نشستم گفتم:
+ دلم برات تنگ شده بود
دستهایم را گرفت و گفت:
_ من بیشتر....
عادتش بود حرف هایش را نصفه و نیمه بزند مثلا آن "دلتنگت شدمِ" آخر جمله را به زبان نمی آورد تا بیشتر حریصت کند و تو هی بپرسی: تو بیشتر چی؟
سرش را پایین می انداخت و با همان شرم معصومانه میگفت:
_ من بیشتر دلتنگت شدم
دست هایش زیادی سرد بود نگرانش شدم و گفتم: + سرما میخوری ها پاشو بریم
گفت:
_ همین چیزاس که عشق رو قشنگ میکنه دیگه ، تو نگران مریض شدن منی و من اونقدر دلم گرمه به تو که سرما رو از یاد بردم ، اصلا آدم باید دلش گرم باشه وگرنه سرمای جسم با چندتا لباس و یه شومینه برطرف میشه ، مگه چند نفر مثل ما اونقدر خوشبختن که توی این سرمای بهمن ماه دلشون گرم باشه؟ حیفه قدرش رو ندونیم.
حالا من کنج شومینه چمباتمه زده ام در همان سرمای استخوان سوز بهمن ماه در حالی که دستهایم گرم است قهوه ام داغ است اما عجیب از سرما به خودم میلرزم.
راست میگفتی آدمی دلش باید گرم باشد. #نجمه_سادات_قلندری
#ارسالی #دخترونه #پروفایل_عکس #لاکچری #فیک #دخترانه #پروفایل_زمستانی
دیدگاه ها (۱)

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

برده عمارت جئون

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty ویوی تهیونگ :از اینکه جون...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط