مافیای من

مافیای من p1
(راستی بچه ها یادم رفت بگم ا/ت ۲۲ سالشه جونگکوک۲۵ سالشه)نشسته بودم رو صندلی بیمارستان که دیدم یه مریضو باسرعت می برن منم باشدم که دیدم یه مرده که نمیشد گفت مرد بیشتر به پسر می خورد که تیر خورده بود رو آوردن دیدم که زده مریض نونا(بچه ها نونا دکتر ولی زنده موندن مریضاش زیر صفره هرکی زیر دستش باشه مُرده)
نونا رو می خواستن صدا بزنن
+صداش نزن
پرستار: باشه ولی کی باید عمل کنه
+من فقد اتاق عملو آماده کن
پرستار:چشم
رفتم نزدیکش
+اسمت چیه
_جئون جونگکوک
+سن
_۲۵
+خب می تونی دردو تحمل کنی یا نه
_ آره فکر نکن من اینجام با پای خودم اومدم دوستام آوردنم
+خب معلومه با پای خودت نیومدی با ماشین اومدی(با لبخند که جونگکوک خندش گرفت ) ولی دوستای خوبی داری که اوردنت باید خدا رو شکر کنی که زیر دست نونا عمل نمیکن واگرنه زنده بودنت زیر صفر بود
که همون موقع نونا اومد
نونا:چه خوشگله مریض کیه ؟
پرستار :مریض شماس ولی خانم کیم گفتن می خوان خودشون عملش کنن
نونا:مگه من اجازه دادم خودم عملش میکنم
+خانم نونا شما کنار وایسا این همه مریضا زیر دستت مردن اگه من اون موقع بودم نمیذاشتم ولی الان به موقع اومدم و نمی زارم بکشیش و این حالش خوب نیست تیر خورده برو کنار
نونا:ا/ت ببین این مریض منه پس دهنتو ببند
+نونا گمشو کنار(با داد)
نونا رفت کنار پسره رو داشتم می بردم دیدم چشماش داره بسته میشه
+آقای جئون لطفا چشماتون رو نبندید (با نگرانی)
_نترس حالا حالاها نمیمیرم ولی بابت این رفتارت اخراجت نمیکنن؟
+نه نمیکنن چون خود مدیر هم میدونه چه اسکلیه(خنده)
_آهان(خنده خرگوشی)
خیلی قشنگ خندید دلم برای رفت ولی از فکرم اومدم بیرون رسیدیم جلوی در اتاق عمل
دیدگاه ها (۰)

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

حقایق

جوانه عشق در قلبی سنگی))part:16ویولارابا دردی از سمت سی/نم ...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

پارت ۱۴صبح روز بعد، نیلسو وقتی از خواب بیدار شد، گوشی‌اش را ...

مافیای من

🍷 شراب قرمزپارت ۳۰ — آخرین رازدرِ انبار کاملاً باز شد.رینا ب...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗تماس قطع شده بود.ناتالیا هنوز گوشی رو ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط