زندگی روزانه

سلام 👋
باز برگشتم دوستاننننننننن
میگم حمایت کنید تا به ۵۰ تا برسیم که سناریو هم بزارم
خوب بریم سراغ داستان دیشب این طور شروع شد که‌.............

مامانم :دخترم بیا کارت دارم
من:چیشده مامان باز کی داره میاد خونمون؟؟[ هروقت کسی تو راه که بیاد خونمون میگه بیا کارت دارم 😂 ]
گفت آره
من : شروع شد 🥴🥴🥴 خدا بهم رحم کنه 😭
من: کی میخواد بیاد ؟؟
مامانم: خالت باوسر خاله هات
من : جاننننننننننن خدا رحمتم کنههههههه🫠🫠🫠
مامانم : پاشو جا این بچه بازی هات کمکم کن امشب میخوان بخوابن اینجا
من: دگه من باید فرای کنم از اینجا شده پاتوق فامیلا مون حالا میفهمم که چرا آجی نمیاد سر بزنه بهمون [ خواهرم دانشگاه تهران درس میخونه ۳ سال دیگه درسش تموم میشه بعد میگه نمیخواد کار کنه منموندم آخه چرا درس میخونه ؟؟]خوش به حالش والا [الان که دارم تایپ میکنم داداشم داره لوم میده ۲ دقیقه دیگه فرست دارم تا تمومش کنم ]
من در حل کارکردن بودم که داداشم اومد زد در............ ورفت [ خودتون میدونید از اون جاخالی منظورم چی بود 🤭] کلی فحش بارونش کردم تا دیگه مامانم اومد گفت
مامانم: کافیه خواستی یه کار بکنی ها برو نمیخواد کارکن برو تو اتاقت منم رفتم دراز کشیدم رو تخت گوشیم رو گرفتم خوابم گرفت [ ادامشرو پارت بعدی میگم من برم امشب هم مهمونی دعوتم برم درسامو بخونم لباسامو حاضر کنم این ۴ روز آخر سلاو برم مدرسه تا فردا بای😘
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

اممممممم خببببب 🤧🤧🤧این یه ادیت از اوسیم تو مای هیرو اکادمی خ...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۳پرش زمانی به ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part29آروم چشاشو باز کردمنو که دید محکم بغلم ...

~Destiny:Part 1~

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

دازای:موری سان من کار رو نمیکنم..نمیخوام برم- و حرفم و سیلی ...

سناریو خط قرمز پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط