{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part¹

Part¹
دختر خونده مستر لی
.
.
َسلام من لی ا.ت هستم دختر خونده‌ی لی هیونسوک:)
خب 17 سالمه و حدود 4 سال پیش به این خونه اومدم پدر خوندمو خیلی دوست دارم فقط موقع قمار و مافیایی خطرناکه
خب امشب داخل یه بار پارتی داریم و منم قرار از یه یارو به نام مستر جئون پذیرایی کنم
*تو پارتی*
کوک+
ا.ت-
پدر خوندش&
.
.
_ سلام خوش اومدید
+سلام...
+آقای لی ایشون رو معرفی نمی‌کنید
& بله حتما دختر خوندمه لی ا.ت
_ از آشناییمون خوشحالم
+ منم همینطور
خب بعد از شام روی کاناپه اون دوتا مشغول صحبت شدن
+ آقای لی سر دخترت قمار می‌کنی؟
& اممم نه
+ باختم 1 میلیون وون بهت میدم
& نه
+ وای چه سر سخت تو که قمار بازیت بهتر از منه
& از خودش می‌پرسم
+ اوکی
.
من تو آشپزخونه بودم
& دخترم
_ بله
& جئون سر تو بهم پیشنهاد قمار داده
_ وات؟
& خب بهش بگم نه درسته
ویو ا.ت
خیلی تعجب کردم ولی خب اون مستر جئون خیلی خفن و خوب بود و ازش خوشم اومد ولی نه اون خیلی ترسناک بود تو فکر بودم که بابام به خودم آوردم
.
& دخترم؟
_ آها ببخشید
& بهش بگم نه؟
_ امم اگه تو ببری؟
& 1 میلیون وون
خیلی زیاد بود یک میلیونننن
_ خ..خ..خب من قبول می‌کنم
& مطمئنی؟
_ بله
.
خب کی میدونه برای ا.ت چه اتفاقی می‌افته؟
شرط پارت بعد
5 لایک
دیدگاه ها (۶)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

پارت ۳ داشتم دور و بر رو نگاه می کردم که چشمم افتاد به همون ...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

مرد من ۱

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط