دیروز با بابام رفتم دانشگاه فاطمه

اگه موقعی که میرم به فاطمه سربزنم احساس خطر بکنم حال طرف و میگیرم حالا میخواد ریاست باشه میخواد

هرکی باشه ریاست کثافط بابام هرکاری کرد شماره یا آدرس خونه فاطمه رو بگیره نداد بیشرف
دیدگاه ها (۰)

part¹²ویو جونگکوک::نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی...

فیک تهیونگ

~Destiny:Part 1~

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

Anya x Damian پارت۶۰

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

part6:جیمین گوشی رو داخل دستش گرفت و با گرفتن شماره ی هوسوک ...

پارت ۳۲‌بعد از اینکه خبرِ پیوستنِ حسنا به بلک‌پینگ مثل بمب د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط