{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

••✾••

••✾••

#تلنگر

در یڪی از دانشگاه ها
پیرامون #حجاب سخنرانی میڪردم
ناگهان دختری جوان از وسط جمعیت فریاد زد
حاجاقااااااااااااااااا
چرا شما حجاب را ساختید؟!!!!
گفتم ؛ حجاب ، بافتهء ذهن ما نیست
حجاب را ما نساختیم بلکه در کتاب خدا یافتیم
گفت ؛ حجاب اصلا مهم نیست
چون ظاهر مهم نیست دل پاڪ باشه کافیه
گفتم ؛ آخه چرا یه حرفی میزنی ڪه
خودت هم قبول نداری؟!!!!
گفت : دارم
گفتم : نداری
گفت : دارم
گفتم : ثابت میڪنم ڪه
این حرفی ڪه گفتی خودت قبول نداری
گفت : ثابت ڪن
گفتم : ازدواج ڪردی
گفت : نه
گفتم : خدایا این خانم ازدواج نڪرده و
اعتقاد داره ظاهر مهم نیست دل پاڪ باشه
پس یه شوهر زشت زشت زشت قسمتش بفرما
فریاد زد : خدا نڪنه
گفتم : دلش پاڪه
گفت : غلط ڪردم حاجاقاااااااا

انا الذین آمنو و عملو صالحات، خب حالا یعنی چی⁉️
👈🏻یعنی اینکه خواهر من برادر من باید به چیزی که ایمان داری عمل کنی، یعنی حرفت با عملت یکی باشه🌼
دیدگاه ها (۱)

Part ⁴⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:او...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :حتی ظهورِ نظم و نیز کن...

P¹⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

Heir of Light and Darknesspart : 2پس از ده دقیقه تهیونگ از ا...

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

درخواستی ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:1ا.ت:هق...هق لع...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁸ویو: جونگ‌کوکبعد از اینکه جمله‌م...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط