`` دو پارتی``
`` دو پارتی``
موضوع: وقتی مافیا بود و تو نمیدونستی و وقتی فهمیدی از دستش فرار کردی و اونم پیدات کرده
~~~~~~~~
عقب عقب میرفتم و سعی میکرد ازش فرار کنم
اون اینجاست
منو پیدا کرده
که یهو محکم از دوتا بازوم گرفت و منو به خودش نزدیک تر کرد
-: اوه بیبی تو کار بدی کردی و باید تاوانش و پس بدی
+: و...ول..ولم کن لط..فا( گریه)
وقتی دید ازش میترسم یکم فشار دستاش و روی بازو هام کم کرد و بو..سه ی به گونه ام زد
-: از اینکه گریه کردنت و ببینم بدم میاد دارلینگ پس چرا با من نمیایی و گریه کردن و تموم نمیکنی اوم؟
حرفی نزدم که منو توی بغلش کشید و شروع کرد ناز کردن سرم
-: تو که میدونی من بدون تو نمیتونم زندگی کنم پس چرا منو با نبودنت امتحان میکنی عزیزکم؟
با حرفاش گریه ام بیشتر میشد
من خیلی آدم بدیم نه؟
قلب کسی که بیشتر از همه دوسش دارم و شکستم
من خیلی بدم خیلی خیلی بد
منو از بغلش درآورد و سرش و خم کرد و بوسه ای به دو تا چشمام زد
-: بسه نمیخوام اون مروارید ها الکی حروم بشن
+:با...شه
اشکام و پاک کردم که دستاش و دو طرف صورتم گذاشت
-: دلم برای صورت خوشگلت تنگ شده بود بیبی
با همون صدای لرزون که به بخاطر گریه ام به وجود اومده بود لب زدم:
+: م..نم دل..م ب..رات تن..گ ش..ده بو..د دد..ی
-: اخ من فدای اون ددی گفتنت بشم
+: ببخش..ید ک..ه فرا..ر کرد..م
-: اشکالی نداره عزیزکم حتما تقصیر منم بوده ، شاید به اندازهی کافی بهت عشق ندادم
+: اینجور..ی نگ..و تو خی..لی خوب..ی
-: خوب نیستم ، اگه بودم ولم نمیکردی
+: ت..و هی..چ مش..کلی ندار..ی م..ن ف..قط بخ..اطر این..که ماف..یا بو..دی تر..سیدم و...فر..ار کر..دم
دستاش و از روی صورتم برداشت و بهم نگاهی انداخت
-: تو میدونی من مافیام
+:ا..ره
-: خوبه چون دیگه لازم نیست چیزی رو ازت مخفی کنم
+: او هوم
بغلم کرد و سرش و روی شونه ام گذاشت و دستش و داخل موهام برد
همونجوری که با موهام بازی میکرد گردنم و هم میبوسید و حرفای عاشقانه میزد
-: تو میدونی چقدر عاشقتم مگه نه
+: مید..ونم
-: پس هیچ وقت از پیشم نرو حتی اگه آدم کشته باشم..
+:...
موضوع: وقتی مافیا بود و تو نمیدونستی و وقتی فهمیدی از دستش فرار کردی و اونم پیدات کرده
~~~~~~~~
عقب عقب میرفتم و سعی میکرد ازش فرار کنم
اون اینجاست
منو پیدا کرده
که یهو محکم از دوتا بازوم گرفت و منو به خودش نزدیک تر کرد
-: اوه بیبی تو کار بدی کردی و باید تاوانش و پس بدی
+: و...ول..ولم کن لط..فا( گریه)
وقتی دید ازش میترسم یکم فشار دستاش و روی بازو هام کم کرد و بو..سه ی به گونه ام زد
-: از اینکه گریه کردنت و ببینم بدم میاد دارلینگ پس چرا با من نمیایی و گریه کردن و تموم نمیکنی اوم؟
حرفی نزدم که منو توی بغلش کشید و شروع کرد ناز کردن سرم
-: تو که میدونی من بدون تو نمیتونم زندگی کنم پس چرا منو با نبودنت امتحان میکنی عزیزکم؟
با حرفاش گریه ام بیشتر میشد
من خیلی آدم بدیم نه؟
قلب کسی که بیشتر از همه دوسش دارم و شکستم
من خیلی بدم خیلی خیلی بد
منو از بغلش درآورد و سرش و خم کرد و بوسه ای به دو تا چشمام زد
-: بسه نمیخوام اون مروارید ها الکی حروم بشن
+:با...شه
اشکام و پاک کردم که دستاش و دو طرف صورتم گذاشت
-: دلم برای صورت خوشگلت تنگ شده بود بیبی
با همون صدای لرزون که به بخاطر گریه ام به وجود اومده بود لب زدم:
+: م..نم دل..م ب..رات تن..گ ش..ده بو..د دد..ی
-: اخ من فدای اون ددی گفتنت بشم
+: ببخش..ید ک..ه فرا..ر کرد..م
-: اشکالی نداره عزیزکم حتما تقصیر منم بوده ، شاید به اندازهی کافی بهت عشق ندادم
+: اینجور..ی نگ..و تو خی..لی خوب..ی
-: خوب نیستم ، اگه بودم ولم نمیکردی
+: ت..و هی..چ مش..کلی ندار..ی م..ن ف..قط بخ..اطر این..که ماف..یا بو..دی تر..سیدم و...فر..ار کر..دم
دستاش و از روی صورتم برداشت و بهم نگاهی انداخت
-: تو میدونی من مافیام
+:ا..ره
-: خوبه چون دیگه لازم نیست چیزی رو ازت مخفی کنم
+: او هوم
بغلم کرد و سرش و روی شونه ام گذاشت و دستش و داخل موهام برد
همونجوری که با موهام بازی میکرد گردنم و هم میبوسید و حرفای عاشقانه میزد
-: تو میدونی چقدر عاشقتم مگه نه
+: مید..ونم
-: پس هیچ وقت از پیشم نرو حتی اگه آدم کشته باشم..
+:...
- ۲۲.۸k
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط