{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

±‏چآۍ برای من اینجوریه که:

±‏چآۍ برای من اینجوریه که:
از بیرون برگشتم خونه :
واسا اول یه چایی بذارم.
میخوام بشینم پای کار و درس :
قبلش یه چای بذارم
فلان پروژه باید سریعا انجام بشه:
باشه ولی باید یه چای بذارم
زامیبا حمله کردن
و جهان داره نابود میشه : اوکی چند
لحظه صبر کن یه چای بذارم .. ꧇)☕️🍂
دیدگاه ها (۱)

part 11با نیک به سمت میز رفتیم گفت:از این به بعد روی یه پروژ...

Chapter 12"*frozen*_ پرنسس پاشو دیگه الانه که از نبودت بزنم ...

تصمیم گرفتم از این به بعد زیر هر پست راجب یه موضوع رندوم حرف...

پارت ۱۲تهیونگ: ول کن خواهرمو یونا : ساکت فقط موهاتو ببند مو ...

برده عمارت جئون

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:13این چرا اینهمه عصبیه ر...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART¹(تهیونگ–)(یونگی¥)(ما...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط