پارت 8

ویو جیهوپی:
ا.ت سر کار بود و داشتم خونه رو مرتب میکردم که ی پیام از گوشیم اومد
ناشناس بود
علامت اون نفره: _
علامت جیهوپی :+

_ سلام آقای جانگ
شما باید همسر خانم ا. ت باشید!! شما از همسرتون خبر دارید؟
( هوپی: وای خدا این دیگه کیه صب کن فعلا جواب نمی دم ببینم چی میگه)
_ همسرتون خانم ا.ت همین حالا در کافه فلان روبروی ی پسر نشسته امیدوارم خیلی مرد غیرتی نباشی چون اون موقعه به نفع هیچ کدوم نیست!!
( هوپی : همین که اینو گفت قلبم تند تند میزد نه نه امکان نداره ا. ت من اینکارو نمی کنه هیچ وقت داره چرت میگه )
جیهوپ همون لحظه که دستشو گذاشت روی دکمه بلاک ی عکس از طرف ناشناس ارسال شد
( عکس : عکسه ا. ت توی ی کافه با یه پسر بود که عکس از پشت پسر گرفته شده بود و چهره پسر معلوم نیست و فقط ا. ت معلومه)
ی توضیح: جیهوپ کلا با خودش حرف زده و در چت چیزی نگفته فقط سین کرده
جیهوپ ویو؛ قلبم تند تر زد نمی تونستم خودمو کنترل کنم اما با وجود عکس بازم باورم نمیشه اصلا فتوشاپه بابا...
( فرد ناشناس چیزی نگفت دیگه)
ا. ت : سلام عزیزمممم
هوپی: سلاااام دخملم ( درسته خیلی ناراحت بودم اما ب روی خودم نیاوردم نمی خواستم دعوا بشه همینجوری باید مطمعن میشدم)
بیا بشین ا. ت واست غذا درست کردم
ا. ت؛ مرسییی. وای چقد خستمم...

فردا ---->
هردومون باهم رفتیم سرکار
جیهوپ ویو: از شب ذهنم درگیره وای خدایا تروووخداا ا. ت و ازم نگیر نمی تونم بدون اون. همینجوری تو فکر بودم که ا. ت اومد داخل دستشو دور کمرم حلقه کردو سرشو چسبوند ب شونم
+ خیلی خوشکلی
_ قلبونت برم من

جیهوپ کارش زود تموم شد و برگشت اما ا. ت نه
دوباره ناشناس پیام داد
_ امیدوارم خیلی از این خبر و سوپرایزی که امروز میگیری خوشحال نباشی چون اون مال تو نیست
( هوبی با خودش: چی چیو مال من نیست ا. ت و میگه؟کیو میگه ؟)
+ منظورت چیه؟
_ الان فرستادنش بیاد خونه فک نکنی شاهکار خودت بوده!
( هوبی : من نمی فهمم چی میگهههه)

صدای در اومد ا. ت اومد تو

+ سلااااممم ( پرید بغل جیهوپ)
_ عو سلام عزیزم
+ جیهههوپپپ دارم دیوونههنه میشم از خوشحالیای
_ خوبه چیشده
( هوبی: می ترسم چ سوپرایزیه که اون مرتیکه گفتتههه)
ا. ت عکس سونوگرافی شو دراورد و نشون جیهوپ داد
+ جیهههوپپپ بالاخره ماهم مامان بابا میشینیم
_ ...
+ جیهوپ؟؟
(هوبی: سرم کیج میرفت.. یعنی چی... این ی دروغهههه ا. ت اینکارو نمی کنه)
ی توضیح : ببینید الان منظورش اینه که ا. ت از اون پسره حامله است اما مطمئنیش نیست

همون لحظه پیامک گوشی جیهوپ :
پسره عکس سونوگرافی بچه رو فرستاد و گفت : دیدی؟؟!! این بچه من نیست اما بچه اونیه که با ات عکسشو فرستادم!! مواظب خودت باش. خودت میدونی که تو و ا. ت بچه دار نمی شدید

پایان پارت
دیدگاه ها (۷)

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

سناریو مایکی پارت اخر

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

Forbidden love①⑧چند دقیقه بعد چمدونم رو برداشتم ا/ت: من میرم...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط