هنر جادویی عشق پارت ۱۳
لونا:
بعد از کلاس توی راهرو منتظر نیا بودیم ک چشمم خورد ب تابلوی اعلانات
(»مسابقه ی هنر برتر«
شما ممیتوانید در مسابقه ی مربوط به هنر جادویی خود شرکت کنید
برای ثبت نام به دفتر شورای دانشجویی مراجعه کنید!)
=پس شورای دانشجویی هم دارند!
$هووم....شوگا گفت مسابقه هستا!
=هان?شوگا کیه? چه خبره? زود تند سریع توضیح بده!?
$هیچکی بابا! فقط دو بار تو سالن موسیقی دیدمش!
=هووم باشه!
$باور کن راست میگم!
=باشه دیگه!
+چی شده?
$هیچی!
=چه عجب شما اومدین!
+خب حالا چی شده!!???
=یه مسابقه برگزار میشه بریم?
+وای مسابقه چ مسابقه ای?
=هنر برتر!
+هان?
$ ای بابا بیا بخون دیگه! اه
+خب بابا چته?
=خانم با یکی اشنا شده!
+جیییغ !!! حالا کی هست?
$ لونا ببند لطفا!
=اسمش شوگاست!
+اووووووه
$ کوفت!(میزنه تو سر نیا)
+اخ چرا میزنی?!
$ همینه ک هست! برایم
=بیاین شرکت کنیم!
$ مسابقه?
=اره دیگه
+من هستم!
$ منم میام
=پس یریم ثبت نام کنیم!
$ باشه!
حنا:
با کلی پرس و جو دفتر شورای دانشجویی رو پیدا کردیم!
نیا گفت چون من بزرگترم من اول برام داخل در زدم و با شنیدن صدایی ک گفت(بفرمایند) در رو باز کردم !
چشمام داشت از جا در میومد!
یه میز بلند سر تا سر اتاق بود ک وقتی دررو باز کردم با قیافه ی شوگا مواجه شدم (شوگا روی یکی از صندلی های پشت میز نشسته بوده)
$ اوه،سلام
*سلام ،بیا تو
+سلام
=سلاممممممم
لونا:
......
ادامه دارد...
لطفا در کامنت ها نظرتون رو بگین!!!!
#کامنت _یادت_ نره_بیب
بعد از کلاس توی راهرو منتظر نیا بودیم ک چشمم خورد ب تابلوی اعلانات
(»مسابقه ی هنر برتر«
شما ممیتوانید در مسابقه ی مربوط به هنر جادویی خود شرکت کنید
برای ثبت نام به دفتر شورای دانشجویی مراجعه کنید!)
=پس شورای دانشجویی هم دارند!
$هووم....شوگا گفت مسابقه هستا!
=هان?شوگا کیه? چه خبره? زود تند سریع توضیح بده!?
$هیچکی بابا! فقط دو بار تو سالن موسیقی دیدمش!
=هووم باشه!
$باور کن راست میگم!
=باشه دیگه!
+چی شده?
$هیچی!
=چه عجب شما اومدین!
+خب حالا چی شده!!???
=یه مسابقه برگزار میشه بریم?
+وای مسابقه چ مسابقه ای?
=هنر برتر!
+هان?
$ ای بابا بیا بخون دیگه! اه
+خب بابا چته?
=خانم با یکی اشنا شده!
+جیییغ !!! حالا کی هست?
$ لونا ببند لطفا!
=اسمش شوگاست!
+اووووووه
$ کوفت!(میزنه تو سر نیا)
+اخ چرا میزنی?!
$ همینه ک هست! برایم
=بیاین شرکت کنیم!
$ مسابقه?
=اره دیگه
+من هستم!
$ منم میام
=پس یریم ثبت نام کنیم!
$ باشه!
حنا:
با کلی پرس و جو دفتر شورای دانشجویی رو پیدا کردیم!
نیا گفت چون من بزرگترم من اول برام داخل در زدم و با شنیدن صدایی ک گفت(بفرمایند) در رو باز کردم !
چشمام داشت از جا در میومد!
یه میز بلند سر تا سر اتاق بود ک وقتی دررو باز کردم با قیافه ی شوگا مواجه شدم (شوگا روی یکی از صندلی های پشت میز نشسته بوده)
$ اوه،سلام
*سلام ،بیا تو
+سلام
=سلاممممممم
لونا:
......
ادامه دارد...
لطفا در کامنت ها نظرتون رو بگین!!!!
#کامنت _یادت_ نره_بیب
- ۳.۰k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط