{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانم

ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانم

باید چـــه بگویم به پرستار جوانم ؟؟

باید چه بگویم ؟ تو بگو، ها ؟ چه بگویم

وقتی کـــه ندارد خبــــر از درد نهانم ؟

#تب کرده ام امــا نه به تعبیر طبیبان

آن تب که گل انداخته بر گونه ی جانم

بیمـــــاریِ من عامل بیگانـــه ندارد

#عشق-تو به هم ریخته اعصاب و روانم

آخر چه کند با دلِ من علم پزشکی

وقتی که به دیدار تو بسته ضربانم ..؟

*لب بسته ام از هرچه سوال ست و جواب ست

می ترسم اگـــر بـــــاز شود قفــل دهانـــم...

این دست پرستار به تلبیس دماسنج

#امشب-بکشد-نام-تـــو-از-زیـر-زبانــم !

می پرسد و خاموشم و... می پرسد و خاموش...

چیزی کــــه عیان ست چه حاجت به بیانم


#بی-تو-بیمارم-نفسم
دیدگاه ها (۹)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 5️⃣Ⓟⓐⓡⓣ تو سرگیجه داشتی و ن...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

در سایه ی گذشته🌑(درخواستی از یک گل زیبا🌸)# قسمت اول: «اولین ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

"لیا،دست و پا زدنات رو تموم كن و سرِ عقل بيا."اما نه تنها به...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط