{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان:من ارباب توعم

رمان:من ارباب توعم
part27
ارسلان:کدومم فوشش من اصن به تو فوش ندادم
نیکا:دیانا اون ویسرو بیار
دیانا:بیا نیکا
ارسلان:دیانا تو که میدونی این ویسه رو با جواد بودمم
نیکا:جواد کیه بابا
ارسلان:جواد دوست 3 سال پیشمه
نیکا:برو بابا از خونم گمشو بیرون
ارسلان:بابا من اون ویس رو با جواد ک*کش بودم(دوزتان ببخشیداا😂😂)
نیکا:چقد بی ادبییی
ارسلان:دیانا دیگه با من حرف نزن
نیکا:نگا نگا پروو
ارسلان:من رفتم چمدونمو جمع کنم
دیانا:واییی نیکا میره اینااا
نیکا:ولش کن
ارسلان:من رفتم خدافز
نیکا:وایساا دیانا کارت داره
دیانا:بیا کارت دارم
نیکا:بیا بیا
ارسلان:بگو میشنوم
دیانا:اونجا دوربین مخفیه
ارسلان:دروغ میگین به متین بگو زنگم بزنه
دیانا:عزیزم مگه من به تو دروغ گفتمم
ارسلان:کجاس
دیانا:بیا اونجا پیش دیواره
ارسلان:بی شعورا دیانا خانم دیگه با من حرف نزنیااا
دیانا:نیکا من رفتم
نیکا:خب بچه ها خدافززز
دیانا:ارسلانمم
ارسلان:خفه شو دیانا با من نحرف
دیانا:السلان
ارسلان:ساکتت
دیانا:السییییی
ارسلان:گمشو بیرون دیاناااا
دیانا:باشه
با گریه رفتم پایین
نیکا:عهه دیانا چیشدهههه
دیانا:هیچی
نیکا:من تورو نشناسم باید برم بمیرم
دیانا:خدا نکنه
نیکا:چیشده؟
دیانا:ارسلان تو سرم داد زد و بام قهره
نیکا:اشکال نداره الان میرم باش حرف میزنم
دیانا:باشه
نیکا:ارسلان
ارسلان:بله؟
نیکا:چرا اینجوری میکنی؟
ارسلان:نیکا برو پایین حوصله ندارم
نیکا:اوکی
دیانا:از بس گریه کردم چشام سیاهی رفت و خاموشی مطلق
نیکا:رفتم پایین دیدم دیانا خابه
رفتم صداش کردم دیانا
دیانا:....
نیکا:دیانااااااااااا(با جیغ)
دیانا:.......
نیکا:دیانااااااااااااااااااااا(با جیغ)(خب دختر خنگم پاشو برو ارسلان رو صدا کن بجای اینکه جیغ بزنی)
نیکا:ارسلاااااان
ارسلان:صدای جیغ نیکا اومد
رفتم پایین دد یدم دیانا خابیده ولی انگار خاب نبود
چیشده نیکا
نیکا:ا..ا....ارسلان د..د..د...د.دیانا
ارسلان:دیاناا چیییی حرف بزننننن
نیکا:دیانا قش کردهه
ارسلان:یعنی چییی
نیکا:ضربان قلبش هم پایینهه
ارسلان:دکتر سراغ داریی
نیکا:.....
جیخخخخ بچه ها جنجالی شدااااا
دیدگاه ها (۰)

پارت۲

فیک تهیونگ

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

ازدواج اجباری پارت ۲

فیک انتقام یا عشق

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

وقتی برادر ناتنیت بود.

اورلورا

رمان تو خود منی

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط