سلام...

سلام...
سلام به تویی که دیگه نیستی.
دلم برات تنگ شده
تو دلت برام تنگ نشده؟
ولی دخترت لحظه شماری میکنه دوباره ببینتت.
اونجا خوبه؟
دیدیش؟
خوشحال بود؟
خودت چی؟
خوشحالی؟
نگران ما نباش ما خوبیم😊
ولی بدون تو......🙃سخته
میدونی هنوز اون اتفاق باورم نمیشه🥲
صحنه تلخی بود
حتی اگه یه سنگم اون لحظه میدید میشکست
اربده کشیدنش قلبم رو خراش مینداد.
چشمامونا گرفتن تو اونو نبینیم
ولی.....
تهش که چی...
میدونستی هنوز میشینم به در نگاه میکنم تا برگردی؟
روی صندلی که میشستی فیلم میدیدی هیچ وقت نمیشینم شاید روحت رو اون باشه...
فقط خواستم بگم دلم خیلی برات تنگ شده....
دیدگاه ها (۰)

باباجونم… 🖤🥀هر سال همین روزا که می‌رسه، انگار دوباره همون رو...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

🖤 میان قلب و خاطرات پارت دوم: بازگشت یک خاطره قدیمیارن با تع...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐 فردای اون روز، وقتی وا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط