#شعر_روی_مزار_نازدانه_خاتون

#شعر_روی_مزار_نازدانه_خاتون
اينجـا ز پا فـتاده و او را ربـوده خـواب

طفلى كه روى #خــار_مـغيلان دويده است ..

#جانم_رقیہ_خاتون😭


ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
دیدگاه ها (۱)

دازای با گریه لب زد:چرا.... چرا خوابیدی؟؟؟ مگه چقدر....چقدر ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p24ا.ت: باشه من باهاش مش...

خاطرات ناتمامPart7(Minji)همین که تلفن قطع شد بدون اینکه چشما...

رمان جیهوپ قسمت ششم

پارت ۳۰

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

Why Did I Fall in Love with Her? | P²¹ 🖤ویو: پایان مهمونی ـ ...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط