موقع اذان بود که داشتم میومدم سوار مترو شم، دیدم یه پیرمر

موقع اذان بود که داشتم میومدم سوار مترو شم، دیدم یه پیرمرد گل فروش کنار بساطش جانماز پهن کرده و داره "اول وقت" نمازش رو میخونه
حال دلم خوب شد!
#خاص
#نماز
🗣SAJJAD 🇮🇷

@twtenghelabi
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی (درخواستی)

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

برده عمارت جئون

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

I'm not jealous part 61اینم از جیمین شده یکی لنگه ی تهیونگ ا...

اهنگ پست دوم جانگ کوکترجمه اهنگترجمه متن آهنگ بیا توی خیابون...

آوای شبپارت ۱۵ویو نویسنده دامیان هرچی دنبال انیا گشت انیارو ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

خب، اول از همه که اینجا ایرانه و تو سالن‌های ورزشی، دخترا و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط