اوضاع این روزهای یمن

اوضاع این روزهای یمن

#خون #طفلان   #یمن  

لب اگر باز کنم سرّ مگو می ریزد

می روم گریه کنم چشم فرو می ریزد


چند وقت است می و ساقی و ساغر همه اوست

دست من باده نمی ریزد، او می ریزد


چند ماه است که در راه گلویم خار است

چشم من بغض دلش را به گلو می ریزد


جوی ها در همه جا روی به دریا دارند

این چه دریاست که یک باره به جو می ریزد


بی خبر از نفس سوخته حالان مگذر

خاصه صبحی که سبو پشت سبو می ریزد


این قدر پشت سر سوختگان حرف مزن

من اگر ها کنم از آینه هو می ریزد


هر طرف می نگری داغ اویس قرن است

خون طفلان یمن از همه سو می ریزد
#قزوه
خدا لعنت کنه آل سعود ملعون رو
دیدگاه ها (۱۷)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش اول_Güzel şeyler biranda olur چيزاى خوب ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

پارت ۵۴

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

**پارت ۲۹**تا گوشی رو سمتِ دهنش برد تا به کانگ دستور بده، با...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

پارت: 22 (بخش1) **زاویه دید: زین**نفس کشیدن تو اون هوا رسماً...

(اهنگ فراموش شده ی ما )پارت۶«دختر کوچولو؟» خون در رگ‌هایم به...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط