پارت بیست و یکم - قاتل عاشق من
همونطور که شوگا داشت حرف میزد من دنبال دختری که دیده بودمش گشتم. بعد از کلی وقت پیداش کردم ولی تا فهمید من نگاش میکنم تو جمعیت غیبش زد.
ویو ا.ت: حدوداً سه ساله آرمی هستم ولی از تابستون تا حالا در مورد یکی از بی تی اس خواب میدیدم ، جیمین. برام عجیب بود چون من معمولاً خواب همه اعضا رو دیده بودم ولی تنها همین خواب بود هر شب ادامه پیدا می کرد حتی وقتی چرت کوتاهی هم میزدم بازم میدیمش. یه روز بعد از پنج سال کار کردن تو بوسان بلیط کنسرت اعضا رو گرفتم. بهترین لباسم رو پوشیدم و رفتم اونجا یه ساعتی بود که اعضا اجرا میکردن. بعد از اجرای تک جیمین اعضا شروع به حرف زدن کردن. حس کردم یکی خیره نگاهم میکنه. به اطرافم نگاه کردم ولی کسی رو ندیدم تا اینکه دوباره سمت استیج نگاه کردم و جیمین رو دیدم که زل زده بود بهم. چند ثانیه فکر کردم توهم زدم ولی به خاطر هرچی که بود نتونستم نگاهش رو تحمل کنم و از اونجا دور شدم و پیش دوستم رفتم.
ا.ت: هی جونگ هی؟
جونگ هی: عه مگه تو اونجا نبودی؟ چطوری از بین این همه آدم اومدی اینقدر عقب؟ نازه تو که گفتی میخوای بری نزدیک به استیج تا بتونی اعضا رو صدا کنی!
ا.ت: مممم. خب گفتم بیام عقب پیشت کار بدی کردم؟ اصلاً ولش من میرم تا وقتی موقع امضا گرفتن شد بر میگردم. قول میدم!
جونگ هی: تو خل شدی؟ یه ساعت میخوای کجا بری آخه احمق؟ بعدشم خو صبر کن کنسرت تموم شه بعد امضا میگیریم و برمیگردیم باهم!
ویو ا.ت: حدوداً سه ساله آرمی هستم ولی از تابستون تا حالا در مورد یکی از بی تی اس خواب میدیدم ، جیمین. برام عجیب بود چون من معمولاً خواب همه اعضا رو دیده بودم ولی تنها همین خواب بود هر شب ادامه پیدا می کرد حتی وقتی چرت کوتاهی هم میزدم بازم میدیمش. یه روز بعد از پنج سال کار کردن تو بوسان بلیط کنسرت اعضا رو گرفتم. بهترین لباسم رو پوشیدم و رفتم اونجا یه ساعتی بود که اعضا اجرا میکردن. بعد از اجرای تک جیمین اعضا شروع به حرف زدن کردن. حس کردم یکی خیره نگاهم میکنه. به اطرافم نگاه کردم ولی کسی رو ندیدم تا اینکه دوباره سمت استیج نگاه کردم و جیمین رو دیدم که زل زده بود بهم. چند ثانیه فکر کردم توهم زدم ولی به خاطر هرچی که بود نتونستم نگاهش رو تحمل کنم و از اونجا دور شدم و پیش دوستم رفتم.
ا.ت: هی جونگ هی؟
جونگ هی: عه مگه تو اونجا نبودی؟ چطوری از بین این همه آدم اومدی اینقدر عقب؟ نازه تو که گفتی میخوای بری نزدیک به استیج تا بتونی اعضا رو صدا کنی!
ا.ت: مممم. خب گفتم بیام عقب پیشت کار بدی کردم؟ اصلاً ولش من میرم تا وقتی موقع امضا گرفتن شد بر میگردم. قول میدم!
جونگ هی: تو خل شدی؟ یه ساعت میخوای کجا بری آخه احمق؟ بعدشم خو صبر کن کنسرت تموم شه بعد امضا میگیریم و برمیگردیم باهم!
- ۱.۲k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط