{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وی ات

وی ات
ات: خب میبینی که ازت بدشم میاد
از خونه رفتم بیرون دنبال جویی
کوک ویو
ات رف دنبال جویی
کوک: خب تهیونگ تو پیش جیمین بمون منم میام وقتی رسوندمشو خونه
ته: خیایلت تخت
کوک: وقتی اینو میگی مطمعنم ثرار گند ب باد بیاد
ته: گگگگگگ برو
رفتم دنبال دخترا که جویی پشت اروم نشسته بود و اتم سعی میکرد باش حرف ببزنه
جویی حالش خوب نبود
ویو ته
ته: خب داداش ریدیییییی
جیمین: مثلا داری دل داری میدی
ته: یقینن
ته: خب داشش باید بیخیالش بشیی
جیمین: ب همین خیال باششش
ته: نمیتونی بزور عاشقش کنی
جیمین: از جونگ کوک کمترم چطوری اون تونس
ته: نمیدونم ولی ردت کرد من جمت نمیکنم
جیمین: نکن
ته: جیمین
جیمین: هاا
ته:: بریم.....(بنظرتون کجا میرن😱
دیدگاه ها (۱۱)

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

شاگرد لوس من

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

#برادر ناتنی من

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط