{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش دل میخری پرسید چند؟

گفتمش دل میخری پرسید چند؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده کرد ودل زدستانم ربود
تا به خود باز امدم اورفته بود
دل زدستش روی خاک افتاده
جای پایش روی دل جا مانده
دیدگاه ها (۳)

افتاده در چشم تو صاف

وقتی لب تو خنده زد

مادرم نیست

★彡   Part 35 彡★ مردی سراسیمه وارد اتاق شد."قربان باید بریم."...

فردا فردا کردن

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیستم 𓆪جیمین هنوز به عکس روی میز خیره ...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت سوم | کتاب قدیمیا.ت ...

پارت ۲۸ | پنج قدمصدای قدم‌ها نزدیک‌تر شد.تق... تق... تق...پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط