{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دلنوشته

#دلنوشته
یکیو میشناسم به جایی رسیده که حوصله هیچ کسو نداره...
دیگه جواب تلفن نمیده...
حوصله حرف زدن با کسیو نداره...
دیگه حتی یه دقیقه هم وقتشو برای ثابت کردنِ خوب بودنش هدر نمیده...
دیگه واسش مهم نیست کسی پشت سرش حرف بزنه ، نزنه...
دیگه با خودش و تنهایـی و زندگیِ تکـراری و مزخرفش حال می‌کنه...:)
اون شخص متاسفانه خیلی وقته که منــم :)
#لاکچری #خاص
دیدگاه ها (۲)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

ابلیس

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۲با قدم های شمرده و آروم ...

معرفی شخصیت های رمان 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚کیم تهیونگ | ۲۳ سالهوارث خاندان کی...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

part63. . بوم... فقط به یونجونی که مثل یه پسر بچه به نظر میو...

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

سناریو : وسوسه ی دارچینی

یکو میشناسم به جایی رسیده ک دیگه حوصله هیچکسو نداره ،دیگه جو...

یکو میشناسم به جایی رسیده ک دیگه حوصله هیچکسو نداره ،دیگه جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط