{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خَنـــــده تَلخـو بُلَندۍ میکُنَـــــمـ...امّـا یِـــــهو

خَنـــــده تَلخـو بُلَندۍ میکُنَـــــمـ...امّـا یِـــــهو...نِمیدونَمـ چِطـــــوریــــــــــ...

چِشـــــامـ بَرقـ میزَننــــــــــ...بَرقِشـونـ میشہ اشکـــــ...اشکـامـ میشہ دَرد..

تِکـــــرار...یہ زَخمـ کُهنہ...صورَتَـــــمـ...نَمـــــ داره...خیســـــ شُده...سَرَمـ میره بِینه

زانـــــو هـــــامـ...مَنــــــــــ خَستَمـــــ...
دیدگاه ها (۱)

Otagh baghli Part 50 «ویو ا/ت بعد از مدرسه » صدای قدم هام رو...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part30چشاشو ریز کردو اومد جلوترکهدستشو گذاشت ...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

my snow ❄#my_snowPT 34صدام می‌لرزه. لعنتی قرار بود اسیب پذی...

زمرد های صورتی پارت⁸ویو نویسنده °^دمیتریوس رفت پیش دامیان دم...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو لیلی ___و اون سکوت...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط