شیپ ناروتو و ساسوکه.... قسمت هنتای... ۱۸+ به بالا....
خوب بريم ادامه رمان عشق بعد از جنگ؟ قسمت هنتای... گفته باشم کسی گزارش کنه خودم نفلهاش میکنم نفله ها... خوب... این پست بالای ۱۸+ ساله... گفته باشم... پس هر کسی سرشو نندازه جلو بیاد بخونه... خوب ولش بریم سر رمان
شروع
ساکورا : هی... کجا میرید
ساسوکه : بعدا... میفهمی... احمق!
ناروتو : ساسوکه؟ کجا میریم؟
ساسوکه : اتاق من...
ناروتو : چی؟ ( بچه ها هنوز منظورش رو نفهمیده😂 )
ساسوکه سکوت میکنه و به خونه ساسوکه میرسن... ساسوکه در رو باز میکنه و ناروتو رو به سمت اتاق میکشه... در اتاق هم باز میکنه و ناروتو رو هل میده توی اتاق و ساسوکه در رو قفل میکنه
ناروتو : هی... ساسوکه... میخوای چیکار کنی؟!
ساسوکه : لباسات رو در بیار!
ناروتو سرخ میشه
ناروتو : وایسا... چی؟ اصلا شوخی بامزهای نیست... ساسوکه...😳
ساسوکه : من الان دارم باهات شوخی میکنم؟ قیافه من به کسایی میخوره که دارن باهات شوخی میکنن؟
ناروتو : نه...
ساسوکه : خوب پس لباسات رو در بیار...!
ناروتو: ولی...
ساسوکه : اما و اگر نداریم... یا درشون میاری یا خودم این کار رو میکنم!
ناروتو بیشتر سرخ میشه و ساسوکه پوزخند میزنه... ساسوکه چند قدم به سمت ناروتو برمیداره و ناروتو همون قدم هارو عقب میره که یهو میخوره به دیواری که کنار تخت هست... ساسوکه هم از موقعیت استفاده میکنه و به سمت ناروتو قدم های سریعی برمیداره... دو تا مچ دست ناروتو رو میگیره و بالای سرش میاره و با یه حرکت لباس ها... ( شامل شلوار هم میشه😂 ) رو پاره میکنه ( به لباسای بدبخت چیکار دارییییی؟؟؟ ماها آرزومون هست یه بار حتی اون لباس هارو از نزدیک ببینیم... حلالت نمیکنم... ) و کاملا ناروتو سرخ میشه
ناروتو : هی هی هی.... اینکار رو نکن! ( اگر پلیباز داشته باشید میدونید که بیشتر چیزاش هنتای داره... و کاری که من وقتی اونیارو میخواد شبیه ساسوکه به سرم بیاره این کارو میکنم : هی هی هی هی... اینکارو نکن... میتونیم مذاکره کنیم... نه؟😰 من اینکارو میکنم... شما چی؟ )
( ساسوکه : دیگه دیره دل جای دیگه اسیره...😂 )
ساسوکه هیچ حرفی نمیزنه و لباس های خودشو در میاره... و ناروتو از سر تا پا سرخ میشه... که ساسوکه ناروتو رو هل میده روی تخت و... بوممممم... ( وای من از اینور دارم سرخ میشم که دارم این رو که دارم...🤣 وایسا... جدی دارم سرخ میشم که این رمان رو مینویسم😂 و فکر کنم منظورم رو از بومممم فهمیده باشید نه؟ ناروتو بیچاره الان جیغ زنونه میزنه...🤣 ) ساسوکه ناروتو رو کرد...😑 خودتون دیگه میدونید نه؟😂
خوب بقیهاش برای ۲۱۰ تایی... بای...
شروع
ساکورا : هی... کجا میرید
ساسوکه : بعدا... میفهمی... احمق!
ناروتو : ساسوکه؟ کجا میریم؟
ساسوکه : اتاق من...
ناروتو : چی؟ ( بچه ها هنوز منظورش رو نفهمیده😂 )
ساسوکه سکوت میکنه و به خونه ساسوکه میرسن... ساسوکه در رو باز میکنه و ناروتو رو به سمت اتاق میکشه... در اتاق هم باز میکنه و ناروتو رو هل میده توی اتاق و ساسوکه در رو قفل میکنه
ناروتو : هی... ساسوکه... میخوای چیکار کنی؟!
ساسوکه : لباسات رو در بیار!
ناروتو سرخ میشه
ناروتو : وایسا... چی؟ اصلا شوخی بامزهای نیست... ساسوکه...😳
ساسوکه : من الان دارم باهات شوخی میکنم؟ قیافه من به کسایی میخوره که دارن باهات شوخی میکنن؟
ناروتو : نه...
ساسوکه : خوب پس لباسات رو در بیار...!
ناروتو: ولی...
ساسوکه : اما و اگر نداریم... یا درشون میاری یا خودم این کار رو میکنم!
ناروتو بیشتر سرخ میشه و ساسوکه پوزخند میزنه... ساسوکه چند قدم به سمت ناروتو برمیداره و ناروتو همون قدم هارو عقب میره که یهو میخوره به دیواری که کنار تخت هست... ساسوکه هم از موقعیت استفاده میکنه و به سمت ناروتو قدم های سریعی برمیداره... دو تا مچ دست ناروتو رو میگیره و بالای سرش میاره و با یه حرکت لباس ها... ( شامل شلوار هم میشه😂 ) رو پاره میکنه ( به لباسای بدبخت چیکار دارییییی؟؟؟ ماها آرزومون هست یه بار حتی اون لباس هارو از نزدیک ببینیم... حلالت نمیکنم... ) و کاملا ناروتو سرخ میشه
ناروتو : هی هی هی.... اینکار رو نکن! ( اگر پلیباز داشته باشید میدونید که بیشتر چیزاش هنتای داره... و کاری که من وقتی اونیارو میخواد شبیه ساسوکه به سرم بیاره این کارو میکنم : هی هی هی هی... اینکارو نکن... میتونیم مذاکره کنیم... نه؟😰 من اینکارو میکنم... شما چی؟ )
( ساسوکه : دیگه دیره دل جای دیگه اسیره...😂 )
ساسوکه هیچ حرفی نمیزنه و لباس های خودشو در میاره... و ناروتو از سر تا پا سرخ میشه... که ساسوکه ناروتو رو هل میده روی تخت و... بوممممم... ( وای من از اینور دارم سرخ میشم که دارم این رو که دارم...🤣 وایسا... جدی دارم سرخ میشم که این رمان رو مینویسم😂 و فکر کنم منظورم رو از بومممم فهمیده باشید نه؟ ناروتو بیچاره الان جیغ زنونه میزنه...🤣 ) ساسوکه ناروتو رو کرد...😑 خودتون دیگه میدونید نه؟😂
خوب بقیهاش برای ۲۱۰ تایی... بای...
- ۲.۱k
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط