فیک مافیای سیاه من part 7
(Part 7)
یونگی ویو:
ساعت ۱۲ شب بود که کارم تموم شد و رفتم به سما خونه..از اونجایی کع امشب دیر تر کارم تموم شده بود مطمئن بودم که ا/ت الان خوابیده و اروم وارد خونه شدم ولی بر خلاف باورم ا/ت بیدار بود..رفتم سمتش و...
یونگی:عشقم چرا بیداری
ا/ت:اوه پس اومدی
یونگی:اره..چیشده عشقم چرا ناراحتی
ا/ت:مهم نیس
یونگی:مهمه که میپرسم دیگه...بگو
ا/ت:خب..ببین من یه اکس داشتم که خاطره خوبی باهاش نداشتم..
یونگی:چیشدا کاری کرده؟؟؟؟اسم بده تو سه سوت پیداش میکنم پدصگووووو!!!!!!(با عصبانیت؟
ا/ت:نه...خب....لیا باهاش دوست شده..
یونگی:ایوای
ا/ت:اره..خب نگران لیام...
یونگی:اوخی عشقم درکت میکنم ولی ناراحت نباش(ا/ت رو قلقلک میده و ا/ت میزنه زیر خنده)
یونگی:افرینن بخندد
ا/ت:ممنون که هستی(بغلش میکنه)
یونگی:منم ممنونم که هستم(باخنده و سفت تر بغلش میکنه)
ا/ت:من میرم بخوابم
یونگی:باشه عشقم منم خوابم میاد لباسمو عوض میکنم و میخوابم
ا/ت:باشه
ا/ت میره رو تخت دراز میکشه و یونگی هم میاد و ا/ت رو تو بغلش میگیره و سیاهی مطلق..
صبح که میشه یونگی بیدار میشع و میبینه ا/ت حالش بده و تب داره که نگران میشه و ا/ت رو بیدار میکنه و واسش دمنوش درست میکنه ولی حال ا/ت خوب نمیشه و یونگی ا/ت رو میبره بیمارستان...
دکتر:چیزی نیست فقط یه حالت ناگهانیه زود خوب میشه ولی بیشتر حواسش به خودش باشه
یونگی:اوکی باشه اقای دکتر ممنون!
دکتر:خواهش میکنم
ا/ت بهوش میاد...
یونگی:عشقممم خوبیی
ا/ت:اره عشقم(بیحال)
یونگی:وای خوبه خیلی نگرانت بودم
ا/ت:قربونت برم من
یونگی:نشو بمون برام
ا/ت:باشه زندگیم(سرفه میکنه)
یونگی:عشقم زیاد حرف نزن یکم خوب شی به خودت فشار نیار
ا/ت:باشه عشقم
یونگی:افرین
بعد حدود نیم ساعت دکتر میاد تو اتاق..
دکتر:خب خانم مین شما میتونید برید...اقای مین با من بیاید که دارو هارو براتون تجویز کنم..
یونگی:چشم
یونگی:عشقم بمون دارو هاتو بگیرم بیام بریم
ا/ت:باشه
یونگی میره و دارو هارو میگیره و میاد تو اتاق و همراه ا/ت میرن سوار ماشین میشن
ا/ت:عشقم....میشه بریم خونه مامانم اینا...
یونگی:باشه عشقم بریم ولی من یکم استرس دارم چون...خب بابات دشمنمونه...مشکلی پیش نیاد!
ا/ت:نه حلش میکنیم..شاید به خاطر عشق ما بتونن دشمنیشونو کنار بزارن..
یونگی:امیدوارم
ا/ت:پس میریم؟
یونگی:اره
و حرکت میکنن به سمت خونه مامان و بابای ا/ت بعد چند دقیقه میرسن که...
یونگی ویو:
ساعت ۱۲ شب بود که کارم تموم شد و رفتم به سما خونه..از اونجایی کع امشب دیر تر کارم تموم شده بود مطمئن بودم که ا/ت الان خوابیده و اروم وارد خونه شدم ولی بر خلاف باورم ا/ت بیدار بود..رفتم سمتش و...
یونگی:عشقم چرا بیداری
ا/ت:اوه پس اومدی
یونگی:اره..چیشده عشقم چرا ناراحتی
ا/ت:مهم نیس
یونگی:مهمه که میپرسم دیگه...بگو
ا/ت:خب..ببین من یه اکس داشتم که خاطره خوبی باهاش نداشتم..
یونگی:چیشدا کاری کرده؟؟؟؟اسم بده تو سه سوت پیداش میکنم پدصگووووو!!!!!!(با عصبانیت؟
ا/ت:نه...خب....لیا باهاش دوست شده..
یونگی:ایوای
ا/ت:اره..خب نگران لیام...
یونگی:اوخی عشقم درکت میکنم ولی ناراحت نباش(ا/ت رو قلقلک میده و ا/ت میزنه زیر خنده)
یونگی:افرینن بخندد
ا/ت:ممنون که هستی(بغلش میکنه)
یونگی:منم ممنونم که هستم(باخنده و سفت تر بغلش میکنه)
ا/ت:من میرم بخوابم
یونگی:باشه عشقم منم خوابم میاد لباسمو عوض میکنم و میخوابم
ا/ت:باشه
ا/ت میره رو تخت دراز میکشه و یونگی هم میاد و ا/ت رو تو بغلش میگیره و سیاهی مطلق..
صبح که میشه یونگی بیدار میشع و میبینه ا/ت حالش بده و تب داره که نگران میشه و ا/ت رو بیدار میکنه و واسش دمنوش درست میکنه ولی حال ا/ت خوب نمیشه و یونگی ا/ت رو میبره بیمارستان...
دکتر:چیزی نیست فقط یه حالت ناگهانیه زود خوب میشه ولی بیشتر حواسش به خودش باشه
یونگی:اوکی باشه اقای دکتر ممنون!
دکتر:خواهش میکنم
ا/ت بهوش میاد...
یونگی:عشقممم خوبیی
ا/ت:اره عشقم(بیحال)
یونگی:وای خوبه خیلی نگرانت بودم
ا/ت:قربونت برم من
یونگی:نشو بمون برام
ا/ت:باشه زندگیم(سرفه میکنه)
یونگی:عشقم زیاد حرف نزن یکم خوب شی به خودت فشار نیار
ا/ت:باشه عشقم
یونگی:افرین
بعد حدود نیم ساعت دکتر میاد تو اتاق..
دکتر:خب خانم مین شما میتونید برید...اقای مین با من بیاید که دارو هارو براتون تجویز کنم..
یونگی:چشم
یونگی:عشقم بمون دارو هاتو بگیرم بیام بریم
ا/ت:باشه
یونگی میره و دارو هارو میگیره و میاد تو اتاق و همراه ا/ت میرن سوار ماشین میشن
ا/ت:عشقم....میشه بریم خونه مامانم اینا...
یونگی:باشه عشقم بریم ولی من یکم استرس دارم چون...خب بابات دشمنمونه...مشکلی پیش نیاد!
ا/ت:نه حلش میکنیم..شاید به خاطر عشق ما بتونن دشمنیشونو کنار بزارن..
یونگی:امیدوارم
ا/ت:پس میریم؟
یونگی:اره
و حرکت میکنن به سمت خونه مامان و بابای ا/ت بعد چند دقیقه میرسن که...
- ۷۸.۵k
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط