P.9

P.9
هائو:اِهم اِهم دارم میرم بیرون
شیانوشنگ:اومدم وایسا.
هائو:اهوم.
شیانوشنگ کت‌ش رو پوشید و سیگارش رو روشن کرد رفت پیشه هائو
*ادمین:سلام،هائو به بوی سیگار یه خورده حساسه ولی خودشم سیگاریه با اجازه خدافظ*
-هائو هم قبل اومدن شیانوشنگ سیگارشو روشن کرده بود-
تو راه هردوشون داشتن سیگار می‌کشیدن
هائو سرفه هم می‌کرد چون سیگارش اذیتش می‌کرد
هائو سیگارش رو گرفت تو دستش خواست دوباره بکشه شیانوشنگ جلوشو گرفت
شیانوشنگ:نمیبینی داری سرفه میکنی دیگه سیگار نکش
ویه آب‌نبات از جیبش در اورد ابنباتو باز کرد گذاشت تو دهن هائو
شیانوشنگ:بجای سیگار،برات بهتره
سیگار خودشم لِه کرد.
شیانوشنگ:حالا بریم
هائو:شیانوشنگ
شیانوشنگ:هِم؟؟؟
هائو:چرا انقد مراقبمی؟
شیانوشنگ:شاید چون چشمات شبیه برادرمه
بریم اون مغازه کار دارم
*تاریخ: 9.20*
شیانوشنگ:تولدت مبارک کادو چی میخوای
*ادمین:فک کن اینجا بگه لباتوووو*
هائو:امممم تورو میخوام
شیانوشنگ:من که براتوعم،کادو چی میخوای
هائو:یه شاخه گل
شیانوشنگ:گل؟
هائو:اوهم
شیانوشنگ:چه گلی میخوای هائو کوچولو من
هائو:رز قرمز ددی
*ادمین:اینا چه زود پسر خاله شدن*
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۴

the lost leaves/رمان جیمین

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت یازدهمیونا نامه رو باز کرد و شرو...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

سناریو تهیونگ

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

داستان: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۱(از زبون راوی)اهم اه...

اجبار به بدبختی پارت ۴۹

ابلیس

پارت 2 Sweet sin

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط